<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>میمه ای ها </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 08 Nov 2009 15:22:20 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است... </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-796.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را  بخواند!  زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&quot;آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد&quot; ! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد . پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 15:22:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=796</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-796.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چه کسی جای چه کسی نشسته؟ </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-795.aspx</link>
<description>&lt;P dir=ltr align=right&gt;&lt;STRONG&gt;می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت... &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;در حالی که پیشاپیش جای نشستن همه شرکت کنندگان تعیین شده بود دکتر مصدق رفت و روی صندلی انگلستان نشست!!! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;قبل از شروع جلسه یکی دو بار به دکتر مصدق گفتند که اینجا برای هیات انگلیسی در نظر گرفته شده و جای شما آن جاست اما پیرمرد تحویل نگرفت و روی همان صندلی نشست...&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جلسه داشت شروع می شد و هیات نمایندگی انگلیس روبروی دکتر مصدق منتظر ایستاده بود تا بلکه بلند شود و روی صندلی خودش بنشیند اما پیرمرد اصلاً نگاهشان هم نمی کرد!!! &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;جلسه شروع شد و قاضی رسیدگی کننده به مصدق رو کرد و گفت که شما جای انگلستان نشسته اید و جای شما آن جاست. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;کم کم ماجرا داشت پیچیده می شد که مصدق بالاخره به حرف آمد و گفت:خیال می کنید نمی دانیم صندلی ما کجاست و صندلی انگلیس کدام است؟ &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;نه آقای رییس، خوب می دانیم جایمان کجاست اما راستش را بخواهید چند دقیقه ای روی صندلی دوستان نشستن برای خاطر این بود تا دوستان بدانند برجای ایشان نشستن یعنی چه. &lt;IMG src=&quot;http://mail.yimg.com/us.yimg.com/i/mesg/tsmileys2/22.gif&quot;&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;او اضافه کرد که سال های سال است که دولت انگلستان در سرزمین ما خیمه زده و کم کم یادشان رفته که جایشان این جا نیست !!!&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;با همین ابتکار و حرکت عجیب بود که تا انتهای نشست فضای جلسه تحت تاثیر مستقیم این رفتار پیرمرد قرار گرفت و در نهایت هم انگلستان محکوم شد...&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 15:06:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=795</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-795.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خيانت مطبوع</title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-794.aspx</link>
<description>جک و دوستش باب تصميم مي گيرند برای تعطيلات به اسکي برند. با همديگه رخت و خوراک و چيزهای ديگرشان را بار ماشين جک مي کنند و به سوی پيست اسکي راه مي افتند پس از دو سه ساعت رانندگي ، توفان و برف و بوران شديدی جاده را در بر گرفت چراغ خانه ای را از دور مي بينند و تصميم مي گيرند شب را آنجا بمانند تا توفان آرام شود و آنها بتوانند به راه خود ادامه دهند هنگامي که نزديکتر مي شوند مي بينند که آن خانه در واقع کاخيست بسيار بزرگ و زيبا که درون کشتزار پهناوريست و دارای اسطبلي پر ازاسب و آن دورتر از خانه هم طويله ای با صدها گاو و گوسفند است &lt;BR&gt;زني زيبارو در را باز مي کند. مردان که محو زيبايي زن صاحبخانه شده بودند، توضيح مي دهند که چگونه در راه گرفتار توفان شده اند و اگر خانم خانه بپذيرد شب را آنجا سر کنند تا صبح به راهشان ادامه دهند. زن گفت: همانطور که مي بينيد من در اين کاخ بزرگ تنها هستم ، اما مساله اين است که من به تازگي بيوه شده ام و اگر شما را به خانه راه دهم از فردا همسايه ها بدگويي و شايعه پراکني را آغاز مي کنند &lt;BR&gt;جک پاسخ داد: نگران نباشيد، برای اين که چنين مساله ای پيش نيايد ما مي تونيم در اسطبل بخوابيم. سحرگاه هم اگر هوا خوب شده باشد بدون بيدار کردن شما راه خود را به طرف پيست اسکي ادامه خواهيم داد . زن صاحبخانه مي پذيرد و آن دو مرد به اسطبل مي روند و شب را به صبح مي رسانند بامداد هم چون هوا خوب شده بود راه مي افتند &lt;BR&gt;------------ --------- --------- ------&lt;BR&gt;حدود نه ماه بعد جک نامه ای از يک دادگاه دريافت مي کند در آغاز نمي تواند نام و نشانيهايي که در نامه نوشته بود را به ياد آورد اما سر انجام پس از کمي فشار به حافظه مي فهمد که نامه دادگاه درباره همان زن صاحبخانه ای است که يک شب توفاني به آنها پناه داده بود&lt;BR&gt;پس از خواندن نامه با سرگرداني و شگفت زده به سوی دوستش باب رفت و پرسيد: باب، يادت مياد اون شب زمستاني که در راه پيست اسکي گرفتار توفان شديم و به خانه ی آن زن زيبا و تنها رفتيم؟&lt;BR&gt;باب پاسخ داد: بله&lt;BR&gt;جک گفت: يادته که ما در اسطبل و در ميان بو و پشگل اسب و قاطر خوابيديم تا پشت سر زن صاحبخانه حرف و حديثي در نيايد؟&lt;BR&gt;باب اين بار با صدايي لرزانتر پاسخ داد: آره.. يادمه &lt;BR&gt;جک پرسيد: آيا ممکنه شما نيمه شب تصادفي به درون کاخ رفته باشيد و تصادفي سری به آن زن زده باشيد؟&lt;BR&gt;باب سر به زير انداخت و گفت: من ... بله...من...&lt;BR&gt;جک که حالا ديگر به همه چيز پي برده بود پرسيد: باب ! پس تو ... تو تو اون حال و هوا و عشق و حال خودت رو جک معرفي کرده ای؟؟...تا من .. بهترين دوستت را .. &lt;BR&gt;جک ديگر از شدت هیجان نمي توانست ادامه دهد... ، باب که از شرم و ناراحتي سرخ شده بود گفت .. جک... من مي تونم توضيح&lt;BR&gt;بدم.. ما کله مون گرم بود و من فقط مي خواستم .. فقط...حالا چي شده مگه؟ &lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;.&lt;BR&gt;جک احضاريه دادگاه را نشان داد و گفت: اون زن طفلک به تازگي مرده و همه چيزش را برای من به ارث گذاشته !!!
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 08 Nov 2009 14:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=794</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-794.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کشتی نوح در کوه های آرارات...</title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-793.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=date style=&quot;MARGIN-RIGHT: 20px&quot;&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed; MARGIN: 5px 20px 5px 15px; OVERFLOW: hidden&quot;&gt;
&lt;DIV class=&quot;clearfix row_div&quot; id=blog_888213&gt;
&lt;TABLE class=&quot;rowtable trow &quot; cellSpacing=0 cellPadding=0 border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=row_title_new vAlign=top&gt; &lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD class=row_text2 style=&quot;VERTICAL-ALIGN: top; PADDING-TOP: 0px&quot;&gt;
&lt;DIV class=row_body_large id=body_blog_888213&gt;
&lt;P class=clearfix style=&quot;MARGIN-RIGHT: 10px&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://1ta.blogfa.com/post-13.aspx&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=clearfix style=&quot;MARGIN-RIGHT: 10px&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;A href=&quot;http://1ta.blogfa.com/post-13.aspx&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;لقد ترکناها آیة فهل من مدّکر(سوره قمر، آیه 15)&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&quot;و ما آن کشتی را محفوظ داشتیم تا آیت عبرت شود، پس کیست که پند گیرد؟&quot; &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;در سال ۱۹۵۹، یک خلبان ترک، براساس مأموریت محول شده، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس های او تصویری جلب نظر می کرد که بیشتر شبیه یک قایق بود تا چیزی دیگر، قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوههای آرارات آرمیده بود. تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه مند به پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt; &lt;IMG alt=stereobirdseye.jpg src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/stereobirdseye.jpg&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;عکس هوایی از شئ کشتی شکل &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;دکتر واندنبرگ با دقت عکس ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس های هوایی یک کشتی است. من تا به حال در طول مدت فعالیتم، هرگز چنین شیء عجیبی در یک عکس هوایی ندیده بودم.» پس از آن یک گروه کاوشگر آمریکایی نیز به منطقه مورد نظر اعزام شد، ولی حتی با انجام تحقیقات کوتاه مدت، نتوانست اطلاعات قابل توجهی بدست آورد. ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت و هیچ اکتشافی تا سال ۱۹۷۶ انجام نگرفت. در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بسیار زود دریافت که این شیء قایق مانند، بسیار بزرگتر ازحدی است که قبلاً تصور می کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. به دلیل همین عدم مشاهده دقیق از سطح زمین، امکان هر تحقیقی غیر ممکن بود. از سوی دیگر جسم کشف شده آنقدر بزرگ و سنگین بود که هر گونه اقدامی را در وهله اول عقیم می ساخت. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می توانست راهگشای کار آنها باشد: &lt;BR&gt;«زمین لرزه!» آنها متوجه شدند که حرکت دادن و در آوردن جسم مذکور از درون زمین، به دلیل ابعاد وسیع و بزرگ آن غیر ممکن است و تنها با یک لرزش زمین، این شیء می تواند از دل خاک سر در آورد و مورد کاوش قرار گیرد. از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در ۲۵ نوامبر سال ۱۹۷۸، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی ها به خوش بینی مبدل و این سؤال ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع ۱۸۹۰ متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟… آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=ronark.jpg src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/ronark.jpg&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;تصویر ران ویت در پارک ملی کشتی نوح &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;طوفان و سیل در زمان حضرت نوح در سطح وسیعی بوسعت کره زمین واقع شده است. به اعتقاد مسیحیان و بنا به نص انجیل، این حادثه عظیم و دهشت آور، برای تنبیه مردمان آن روزگار که دست به سرکشی زده بودند و به منظور نجات نوح پیامبر و پیروانش واقع شده بود. بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگهای دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد. &lt;BR&gt;وجود لایه های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده اند. امتزاجی عجیب از جانوران خشکی و دریا، حاره و قطبی که مرگی آنی و دلخراش را روایت می کنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt; پارک ملی کشتی نوح &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می گوید؟ &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;داستان کشتی نوح از گذشته های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که توریست ها و مسافران کنجکاو بسیاری از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می دادند و گاهی تکه های کوچکی از آن به غنیمت برده می شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می دهد که اقوال مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی بوده اند، این سؤال پیش می آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می رفت و اکنون یک واقعیت علمی لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟ باید کار جمع آوری و هدایت حیوانات کاری سخت بوده باشد ولی بهرحال فرمان خدا باید انجام می شد. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;…خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد.. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها و بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است… &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #663366&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=ark%20lines.jpg hspace=0 src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/ark%20lines.jpg&quot; border=0&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;نوارهای مشخص شده خطوط آهنی با آرایش منظم اسکلت کشتی می باشد.. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #336666&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;تصویر برداری های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست. و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه۳۷) &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=ark3dia.jpg src=&quot;http://www.exchangedlife.com/wyatt/images/ark3dia.jpg&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;تصویر رادار اسکن از کشتی نوح &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;به نظر می رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکاررفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می کند. &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt; در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود. &lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «رادار اسکن» یا «اسکن های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=laminated.jpg src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/laminated.jpg&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=rivet.jpg src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/rivet.jpg&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=16hony1.jpg hspace=0 src=&quot;http://i3.tinypic.com/16hony1.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=16hopp4.jpg hspace=0 src=&quot;http://i4.tinypic.com/16hopp4.jpg&quot; border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;قطعات کاملاً سنگی شده از قسمتهای چوبی کشتی که آثار حجاری و برش خوردگی دارند. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد. این در حالی است که گمان می رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;لنگرهای کشتی هم کشف شد! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر بلندیهای تپه های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. این اجسام مثلثی شکل سنگی و نیمه صیقلی، شبیه به لنگرهای کشتی های باستانی بودند که «دراگ» نامیده می شدند. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی دانیم ولی حدس هایی در این زمینه وجود دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;IMG alt=copyofanchorstone.JPG hspace=0 src=&quot;http://users.netconnect.com.au/~leedas/images/copyofanchorstone.JPG&quot; border=0&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;ران ویت و همکارانش در کنار سنگ لنگر یافت شده. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;کشف شش وزنه یا لنگر کشتی، هر یک مجهز به سوراخی در بالای آن، حدس باستان شناسان را به یقین تبدیل کرد. این وزنه ها در فواصل متفاوت، ظاهراً به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب شده بودند. اندازه کشتی نوح در کتاب مقدس ۳۰۰ ذراع یاد شده است.. واحد ذراع در مصر قدیم در زمان حضرت موسی(ع) برابر با ۵۲.۷ سانتی متر بوده است. با محاسبه این رقم، عدد ۱۵۸.۴۶ متر بدست می آید. طول کشتی مورد کاوش توسط دو تیم مختلف در دو زمان اندازه گیری شد. رقم بدست آمده دقیقاً ۱۵۸.۴۶ متر را نشان می داد. این محاسبات، محققان را در ادامه کاوشها مصمم تر کرد… &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;FONT size=2&gt;کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی گیرد و بعد از آن کبوتری را می فرستد- انصاف] &lt;BR&gt;درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده ترکی را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می کند نه باز می گردد.» [چارلز برلیتز در کتاب &quot;کشتی گمشده نوح&quot; (ترجمه احمد اسلاملو) نام این محل را &quot;جایی که کلاغ نمی نشیند&quot; ترجمه کرده است- انصاف] &lt;BR&gt;محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب &quot;کشتی گمشده نوح&quot; آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. &lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که &quot;نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت.&quot; همانطور که می بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد-&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt; انصاف] &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است… در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است. در روایات شیعه نیز تعداد هشت نفر و هشتاد نفر، هر دو نقل شده است- انصاف] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG alt=16j0wvr.jpg hspace=0 src=&quot;http://i3.tinypic.com/16j0wvr.jpg&quot; border=0&gt;  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;کتیبه یافت شده منتسب به حضرت نوح (ع) &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #3333ff&quot;&gt;پیامبر اسلام فرمود: « هنگامی که خداوند اراده کرد قوم حضرت نوح را هلاک کند، به نوح فرمان داد کشتی بزرگی بسازد. جبرئیل نیز با میخ‌هایی برای ساختن کشتی فرود آمد. در میان انبوه میخ‌ها پنج میخ ویژه بود که درخشش خاصی داشت و بر روی هر یک نام یکی از پنج نور مقدس محمد، علی، فاطمه، حسن و حسین نقش بسته بود. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;حضرت نوح هر کدام را بر می داشت، میخ همچون ستاره‌ای در تاریکی شب می درخشید. هنگامی که میخ پنجم را برداشت، پس از درخششی، اشکی از آن جاری شد.&lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;نوح از جبرئیل پرسید: « این میخ و اشک چیست؟»&lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;جبرئیل در پاسخ گفت: « این میخ حسین بن علی است.»&lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #990000&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #990000&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;حضرت نوح نیز هر یک را در یک طرف از کشتی کوبید&lt;/SPAN&gt;. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-WEIGHT: bold; COLOR: #336666&quot;&gt;پیامبر فرمود: « در آیه « و حملنا علی ذات الواح و دسر » منظور از « الواح » چوب‌های کشتی و منظور از « دسر » ما هستیم. اگر ما نبودیم کشتی حرکت نمی کرد.» &lt;/SPAN&gt;&lt;BR style=&quot;FONT-WEIGHT: bold&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;منابع:&lt;BR&gt;بحار الانوار، ج ۲۶، ص ۳۲۲، حدیث ۱۴- امان الاخطار، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گزارش‌ باستان‌شناسی‌ شوروی‌ دربارة‌ کشتی‌ نوح &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بر اثر این‌ اکتشاف‌، ادارة‌ کلّ باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ برای‌ تحقیق‌ از چگونگی‌ این‌ لوح‌ و خواندن‌ آن‌، هیئتی‌ مرکّب‌ از هفت‌ نفر از مهمترین‌ باستان‌ شناسان‌ و اساتید خط‌ شناس‌ و زبان‌ دان‌ روسی‌ و چینی‌ را مأمور تحقیق‌ و بررسی‌ نموده‌ که‌ نام‌ آنها بدین‌ گونه‌ است‌: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱ ـ پرفسور سولی‌ نوف‌، استاد زبان‌های‌ قدیمی‌ و باستانی‌ در دانشکدة‌ مسکو. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲ ـ ایفاهان‌ خینو، دانشمند و استاد زبان‌شناس‌ در دانشکدة‌ لولوهان‌ چین‌. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۳ ـ میشانن‌ لوفارنک‌، مدیر کلّ آثار باستانی‌ شوروی‌. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۴ ـ تانمول‌ گورف‌، استاد لغات‌ در دانشکده‌ کیفزو. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۵ ـ پرفسور دی‌ راکن‌ استاد باستان‌ شناس‌ در آکادمی‌ علوم‌ لنین‌. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۶ ـ ایم‌ احمد کولا، مدیر تحقیقات‌ و اکتشافات‌ عمومی‌ شوروی‌. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۷ ـ میچر کولتوف‌، رئیس‌ دانشکدة‌ استالین‌. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; &lt;IMG alt=kashtinooh.gif src=&quot;http://www.maarefislam.com/doreholomvamaarefislam/bookscontent/maadshenasi/maad9/kashtinooh.gif&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: medium&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=3&gt;این‌ هیئت‌ پس‌ از ۸ ماه‌ تحقیق‌ و مطالعه‌ و مقایسة‌ حروف‌ آن‌ با نمونة‌ سائر خطوط‌ و کلمات‌ قدیم‌ متّفقاً گزارش‌ زیر را در اختیار باستان‌ شناسی‌ شوروی‌ گذاشت‌: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱ ـ این‌ لوح‌ مخطوط‌ چوبی‌ از جنس‌ همان‌ پاره‌ تخته‌های‌ مربوط‌ به‌ کاوش‌های‌ قبلی‌، و کُلاًّ متعلّق‌ به‌ کشتی‌ نوح‌ بوده‌ است‌؛ منتهی‌ لوح‌ مزبور مثل‌ سائر تخته‌ها آنقدرها پوسیده‌ نشده‌، و طوری‌ سالم‌ مانده‌ که‌ خواندن‌ خطهای‌ آن‌ به‌ آسانی‌ امکان‌ پذیر می‌باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲ ـ حروف‌ و کلمات‌ این‌ عبارات‌ به‌ لغت‌ سامانی‌ یا سامی‌ است‌ که‌ در حقیقت‌ اُمّ اللغات‌ (ریشة‌ لغات‌) و به‌ سام‌ بن‌ نوح‌ منسوب‌ می‌باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;۳&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; ـ معنای‌ این‌ حروف‌ و کلمات‌ بدین‌ شرح‌ است‌: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;DIV class=clearfix style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;توسّل‌ حضرت‌ نوح‌ به‌ پنج‌ تن‌ علیهم‌ السّلام‌ و أسامی‌ آنها بر کشتی‌  &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; «ای‌ خدای‌ من‌! و ای‌ یاور من‌! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; به‌ رحمت‌ و کرمت‌ مرا یاری‌ نما! &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: large&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt; و به‌ پاس‌ خاطر این‌ نفوس‌ مقدّسه‌:&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR style=&quot;COLOR: #6600cc&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;SPAN&gt; مُحمّد  &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;SPAN&gt; إیلیا (علیّ) &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;SPAN&gt; شَبَر (حَسَن‌) &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=6&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; شُبَیْر (حُسَین‌) &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: xx-large&quot;&gt;&lt;SPAN&gt; فاطِمَه‌ &lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; آنان‌ که‌ همه‌ بزرگان‌ و گرامی‌اند &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; جهان‌ به‌ برکت‌ آنها برپاست‌. &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; به‌ احترام‌ نام‌ آنها مرا یاری‌ کن‌! &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt; تنها توئی‌ که‌ میتوانی‌ مرا به‌ راه‌ راست‌ هدایت‌ کنی‌!» &lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: small&quot;&gt;
&lt;DIV class=clearfix&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;بعداً دانشمند انگلیسی‌: این‌ ایف‌ ماکس‌، استاد زبان‌های‌ باستانی‌ در دانشگاه‌ منچستر، ترجمة‌ روسی‌ این‌ کلمات‌ را به‌ زبان‌ انگلیسی‌ برگردانید، و عیناً در این‌ مجلّه‌ها و روزنامه‌ها نقل‌ و منتشر گردیده‌ است‌: &lt;BR&gt;&lt;BR&gt; ۱ ـ مجلّة‌ هفتگی‌ «ویکلی‌ میرر» لندن‌، شمارة‌ مربوط‌ به‌ ۲۸ دسامبر &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;منبع: &lt;A href=&quot;http://saharpanahi.persianblog.ir/post/45/&quot;&gt;http://saharpanahi.persianblog.ir/post/45&lt;FONT face=&quot;Microsoft Sans Serif&quot; size=5&gt;&lt;FONT size=2&gt;/&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Fri, 30 Oct 2009 04:04:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=793</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-793.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عبادت و بندگی خدازیادی روزه و نماز نیست ؛ بلکه عبادت کثرت تفکر در امر خداست</title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-792.aspx</link>
<description>&lt;IMG src=&quot;http://ermiya.persiangig.com/image/GonbadeEmamReza(a).jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#009900&gt;&lt;STRONG&gt;هرگز بر کسي خشم نگير، از کسي چيزي مخواه و هرچه براي خودت مي خواهي براي ديگران نيز بخواه.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#3366cc&gt;&lt;STRONG&gt;پیشاپیش ولادت باسعادت سلطان، امير و ولي نعمت تمام ايرانيان، حضرت رضا(ع) را به دوستان عزیز تبریک عرض می کنم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Oct 2009 03:52:39 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=792</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-792.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هرگز زود قضاوت نکن!!</title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-791.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی که مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حرکت کرد. به محض شروع حرکت قطار پسر ٢۵ ساله که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی که هوای در حال حرکت را با لذت لمس می‌کرد فریاد زد: پدر نگاه کن درخت‌ها حرکت می‌کنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;کنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند که حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار می‌کرد، متعجب شده بودند. ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد: پدر نگاه کن دریاچه ، حیوانات و ابرها با قطار حرکت می‌کنند. زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌کردند. باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید. او با لذت آن را لمس کرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه کن باران می‌بارد،‌ آب روی من چکید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمی‌کنید؟مرد مسن گفت:ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 26 Oct 2009 06:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=791</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-791.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک حکایت آموزنده </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-789.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;يکي از خلبانان جنگ جهاني دوم هواپيمايش دچار آسيب  و مجبور به فرود با چتر نجات می شود. چند مدتي را در زندانهاي هيتلر می گذراندو بعد از پایان جنگ به آمريکا مي رود. در آن هنگام مسلما در اوج شهرت بوده و همه يقه او را براي امضا و يا تعريف کردن خاطرات به همراه عکس یادگاری می گرفتند.  در يکي از همين روز ها يک مرد مسن لبخند زنان خودش را به خلبان رسانده و مي پرسد آيا او فلاني (واي اسمش يادم نميآيد) است؟ خلبان با بهت پاسخ مي دهد بله !&lt;BR&gt;مرد مسن مي گويد آه که چقدر سالها پيش از شنيدن خبر زنده بودن خلبان شاد شده، چرا که او بوده که چتر نجات خلبان را بسته !!!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;جانمان را مديون چه کساني هستيم؟&lt;BR&gt;آرامش، امنيت، شغل، جايگاه اجتماعيمان را مديون چه کساني هستيم؟&lt;BR&gt;چه کسي چتر شما را بسته؟&lt;BR&gt;شما چتر چه کساني را مي بنديد؟&lt;BR&gt;چگونه مي بنديد؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Oct 2009 08:55:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=789</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-789.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احمدجو برای تولید طنز شبانه خود آماده می‌شود </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-788.aspx</link>
<description>&lt;TABLE id=tblNews cellSpacing=4 cellPadding=6 width=&quot;100%&quot; border=0&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR id=trNewsTitle&gt;
&lt;TD colSpan=2&gt;&lt;SPAN class=news_title id=Newsdetails2_lblTitle dir=rtl name=&quot;lblTitle&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR id=trNewsLead&gt;
&lt;TD colSpan=2&gt;&lt;SPAN class=news_lead id=Newsdetails2_lblLead dir=rtl&gt;امرالله احمدجو مقدمه تولید فیلمنامه مجموعه طنز شبانه &quot;اوسنه پادشاهی&quot; را برای شبکه سه فراهم می‌کند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;
&lt;TR id=trNewsBody&gt;
&lt;TD colSpan=2&gt;&lt;SPAN class=news_body id=Newsdetails2_lblBody innerhtml=&quot;html&quot;&gt;
&lt;P&gt;احمدجو درباره پروژه جدید خود به خبرنگار مهر گفت: مقدمه تهیه مجموعه طنز شبانه &quot;اوسنه پادشاهی&quot; در 50 قسمت به سفارش گروه فیلم و سریال شبکه سه به تهیه‌کنندگی رضا جودی آماده و به احتمال زیاد تصویربرداری صحنه‌های داخلی زمستان شروع می‌شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مجموعه &quot;اوسنه پادشاهی&quot; روایتگر پادشاهی است که ماجراهای مختلفی برایش اتفاق می‌افتد. این مجموعه به یک مقطع تاریخی خاص نمی‌پردازد. داستان‌ها ایپزودیک است و برخی قصه‌ها در دو قسمت روایت می‌شود. احمدجو مجموعه‌های &quot;روزی روزگاری&quot; و &quot;تفنگ سرپر&quot; را کارگردانی کرده است.&lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Oct 2009 04:09:08 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=788</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-788.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کوچک جنگلی و حشمت الاطباء در جنگل- 1295شمسی</title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-787.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;U&gt;&lt;FONT color=#800080&gt;&lt;IMG id=iimg style=&quot;WIDTH: 314px; HEIGHT: 335px&quot; height=1200 src=&quot;http://picup.ir/image-0E61_4ACF4793.jpg&quot; width=666&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;...اوضاع بر آنان چنان سخت می‌شود که ناچاراً دکتر حشمت تصمیم می‌گیرد تسلیم قوای دولتی شود، هرچند میرزا کوچک خان با این تصمیم او مخالف بود. وقتی این کار صورت می‌گیرد، دولتی‌ها به بهانه این‌که رئیس کل قزاق دولت ایران (ژنرال استاروسلسکی) در رشت می‌باشد، به آن‌ها گفتند ما باید شما را روانه رشت کنیم تا به شما پروانه آزادی بدهند و به منازل خود بازگردید! روز ششم ماه شعبان پس از سه روز اقامت در خرم‌آباد تنکابن، تعداد جنگلی‌ها به یکصد و هشتاد نفر رسید که همگی به همراه دکترحشمت و هشت نفر قزاق به رشت حرکت داده شدند. تا لاهیجان رفتار دولتی‌ها با آن‌ها محترمانه بود. در نزدیکی &quot;دیوشل&quot; دکتر حشمت را از یارانش جدا کردند و با درشکه به لاهیجان بردند. جالب این‌که تا رسیدن به لاهیجان همیشه تأکید بر &quot;تسلیم&quot; دکتر حشمت و یارانش داشتند، ولی از لاهیجان به بعد واژه &quot;تسلیم&quot; به &quot;دستگیری&quot; دکتر حشمت و یارانش تبدیل شد! &lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;و از این لحظه به بعد دکتر حشمت اطمینان پیدا کرد که دیگر امیدی برای نجات خود نیست و تمام وعده‌ها فریبنده بوده است. شادروان دکتر ابراهیم حشمت یک روز بعد از ورود به رشت به دادگاه برده شد. بازجویی از افراد گاه سه دقیقه بیشتر طول نمی‌کشید!: پسر کی هستی؟ اهل کجایی؟ عیال داری یا نه؟ چه‌کاره بوده‌ای؟ چند سال داری؟... بعد یکی دیگر را احضار می‌کردند! شادروان دکتر حشمت با وضعی دردناک که خون از پاهایش می‌چکید، در دادگاه حاضر شد. وقتی برگ بازجویی را خواند، گفت من این‌ها را نگفته‌ام. سرتیپ عبدالجواد قریب (متین الملک) کسی بود که وقتی در دادگاه از دکتر حشمت پرسیدند میرزا کوچک خان فعلاً در کجاست؟ و دکتر حشمت جواب داد من از محل سکونت فعلی او اطلاعی ندارم. سرپا ایستاد و سیلی محکمی به دکتر حشمت زد که این برخورد ناجوانمردانه خوشایند دیگران نبود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;محاکمه دکتر حشمت زود پایان یافت و در ساعت پنج بعد از ظهر همان روز او را با درشکه‌ای به میدان اعدام آوردند. دکتر حشمت از درشکه پیاده شد و متهورانه به پای دار رفت و گفت به شرطی حکم اعدام خودم را امضاء می‌کنم که مرا با دست‌های بسته اعدام نکنید! آنگاه دکتر حشمت با کمال تحور، شنل از دوش برگرفت و آن را به کاظم بلند جلاد چهار برادران سپرد و بعد عینکش را برداشت و بر روی چهارپایه بالارفت... ریسمان را از جلاد گرفت و به گردن خود انداخت... سپس به جلاد اشاره نمود که او را به دار بیاویزند! که در این لحظه دردناک، صدای شیون مردم از هرسو بلند شد! دکتر کریم کشاورز نقل می‌کند که در پای دار شادروان دکتر حشمت این شعر را خواند: منصور وار گر ببرندم به پای دار مردانه جان دهم که جهان پایدار نیست بدین ترتیب شادروان دکتر حشمت چون سرو ایستاده در روز چهارم اردیبهشت سال 1298 شمسی برابر با یازدهم شعبان 1337 قمری و ماه مه 1919 میلادی جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکر پاکش را کاس آقا حسام معروف به خیاط که از آزادیخواهان قدیمی مقیم رشت بود و با جنگلی‌ها سر و سری داشت، تحویل گرفت و در گورستان محله چله‌خانه به خاک سپرد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;شادروان ابراهیم فخرایی که از یاران میرزا و نویسنده کتاب &quot;سردار جنگل&quot; است، در قسمتی از یادداشت‌های خود آورده است: درباره مرحوم دکتر حشمت زیاد کار نشده است و جامعه آزادیخواه حقش را به نحو احسن ادا نکرده است. وضع مظلومیتش به هنگام اعدام طوری بود که هر وقت به نوشته‌هایم نگاه می‌کنم گریه‌ام می‌گیرد و اکنون هم این عبارات را می‌نویسم حال عادی نیستم. باز هم گلی به جمال زارعین لاهیجان که به قراری که شنیده‌ام، هر وقت محصول برنج شمال را که از آب &lt;STRONG&gt;حشمت رود&lt;/STRONG&gt; مشروب می‌شود برمی‌دارند، قسمتی از آن را به نام خیرات و شادی روح احداث‌کننده حشمت رود برای مستضعفین و بینوایان اختصاص می‌دهند. &lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 12 Oct 2009 02:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=787</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-787.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک نکته </title>
<link>http://vatankhah.blogfa.com/post-786.aspx</link>
<description>&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان راه بروم و به خدا فكركنم تا اين كه در مسجد بشينم و به كفشهايم فكر كنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;                                                          دکتر شریعتی&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;انسان بودن، ياد دادني نيست. انسان بودن از بديهيات عقليست اما چگونه زيستن، ياد دادني و يادگرفتنيست.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#666666&gt;                                                                                                  از يک دوست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 09 Oct 2009 03:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=vatankhah&amp;postid=786</comments>
<dc:creator>vatankhah</dc:creator>
<guid>http://vatankhah.blogfa.com/post-786.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
