ميمه اي ها
خوانندگان عزیز سلام
هر هفته صفحاتی ازگذشته با شکوه شهر میمه ر ابرای شما در سایت مرور
می کنم.البته این مهم به کمک استاد فرزانه و دوست گرامی آقای محمد تقی معینیان میسر شد.درحقیقت مطالب تاریخ میمه پژوهشی درخور توجه از اقای معینیان است که امیدوارم به همین منوال راه خود را ادامه دهد.
گفتنی است این مطالب در بخش های مختلف ارائه می گردد و شامل تاریخ اماکن مذهبی میمه ، قنات مزدآباد و..... می باشد.
امید است که با بهر ه گیری از مطالب و بازگویی و باز خوانی آن به ژرف اندیشی در تاریخ و فرهنگ شهرمان میمه ،کمک کنیم و به زحمات فرزانه ارجمند و محقق عزیز این متون ، ارج نهیم .
ارادتمند شما: علی وطن خواه
درخت كهنسال مسجد جامع
در زمان امامت و لايتعهدي علي ابن موسي الرضا ( ع ) در داخل مسجد جامع ميمه در كنار مادي قنات رويه و در مقابل درهاي ورودي غربي وجنوبي مسجد نهال زبان گنجشكي كاشته شد.[1]
اين نهال طي ساليان طولاني عمر خود بر اثر رشد و نمو درختي تنومند و زيبا گرديد كه سطح وسيعي از محوطه مسجد را زير سايه خود داشت.
اين درخت كهنسالترين درخت در منطقه ميمه و يكي از درختان كهنسال استان اصفهان بود كه با زيبايي زائدالوصف خود عامل تزئين و زيبايي مسجد و مورد تقديس و احترام اهالي شهر ميمه و روستاهاي اطراف گرديده بود. اعتقاد و احترام مردم منطقه و كاروانان به اين درخت به حدي بود كه در قديم وقتي كسي بيمار ميشد مقداري از پوست درخت را ميكندند و آنرا در دستمال ميپيچيدند و بر بازوي بيمار ميبستند تا شفاء يابد كه اكثراً مفيد واقع ميگرديد.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي د رسال 1359 تعدادي از جوانان ناآگاه از تمدن و مليت ايراني و اسلامي به خاطر خود باختگي و روشنفكرنمايي جاهلانه خود، كار را به آنجا رساندند كه به آثار طبيعي ملي و آثار تاريخي مردم اين منطقه تجاوز نموده و ايمان و اعتقاد مردم را نسبت به اين درخت به تمسخر گرفته و آنرا بريدند و براي هميشه ريشه كن كردند به اين ترتيب ديگر فقط در تاريخ اين شهر بايد خواند داستان درخت سايه بخش و مقدس مسجد جامع را، آنهم درختي كه خود يك شاهنامه و يك تاريخ زنده بود و سند يك ملت عريق چند هزار ساله و گوياي زنده حوادث عبرت بار تاريخ طولاني نياكان ساكن اين منطقه، به قول سعدي:
برومند باد آن همايون درخت كه در سايه آن توان برد رخت
اشاره به اين درخت تنها براي اهميت تاريخي و سابقه فرهنگي يا به خاطر ارزشهاي اكولوژيكي آن، در منطقهاي كه 7 يا 8 ماه باران ندارد و نميتوان سرنوشت درخت را در اختيار پيچ و مهره بي جسم و جان گذاشت، نيست، بلكه مقصود اين است كه اين درخت مورد تقديس اهالي و يادي از حضرت علي ابن موسي الرضا ( ع ) و ياران و خاندان بزرگوار او بود. اين درخت در ايمان و اعتقادات مذهبي مردم محل جاي ويژه و ارزشمندي داشت كه با محو آن هيچ چيز ديگري نميتواند جاي خالي آنرا بگيرد.
درب چوبي مسجد
درب چوبي اصلي مسجد كه به دالان حوضخانه مسجد و راهرو مسجد آخوندها و صحن مسجد منتهي ميشد از جنس چوب گردو بود كه بر روي دو لنگه در ميچرخيد. روي در قسمتهايي برجسته با خطوط فارسي – كوفي و عربي با آيات قرآن و اشعار فارسي حكاكي شده بود. در گوشههاي در و متن در نيز املاك و قفي مسجد از جمله زمينها و باغات وقفي مسجد در روستاي زيادآباد حكاكي گرديده بود. تاريخ ساخت در به سال سوم هجري ميرسيد. ( سالي كه سنگ محراب حجاري و در محراب نصب گرديد. )
در بالاي اين در دو تكه زنجير بزرگ آويزان بود كه مردم براي گرفتن حاجات خود، خود را به زنجير آويزان يا زنجير را در بغل ميگرفتند و حاجات خود را از خداوند طلب ميكردند. اين درب چوبي حال در انبار مسجد بوسيله خادم پير و مهربان مسجد شيخ بلال خادم نگهداري ميشود.
اين درب از آثار باستاني نفيس در اين منطقه است كه تاكنون از انهدام و دستبرد سودجويان در امان مانده است. جا دارد در داخل مسجد جامع، غرفهاي ايجاد و از اين در نگهداري شود.
گنبد مسجد جامع
معروف است كه درعهد باستان، اين مسجد آتشكدهاي بوده كه بعد از ظهور اسلام در زمان صفويه طرح تبديل آن به مسجد جامع با پيروي مقدماتي از مسجد جامع زواره و اردستان در دستور كار قرار گرفت.[2]
همانطور كه قبلاً توضيح داده شد مسجد اوليه بعد از معبد به پيروزي از مساجد كوشك مانند زواره و اردستان بصورت كوشك مانند ساخته شد. مساجد كوشك مانند داراي چهار رواق ( صفه ) هستند كه گنبدي بلند روي چهار صفه سوار ميگردد. مسجد جامع ميمه نيز در ابتداي ساخت به صورت كوشكي ساخته ميشود تا اينكه بعد از حمله اشراف افغان به اين منطقه قسمتهاي وسيعي از ساختمان مسجد تخريب ميگردد و فقط از چهار صفه دو صفه شرقي باقي ميماند كه در زمان صفويه مجدداً مسجد به سبك چهار ايواني بازسازي ميگردد. در عهد صفويه مرحوم استاد غلامحسين سهي و پسرش با كمك مرحوم استاد باقر ميمهاي گنبدي به سبك گنبدهاي صفويه بر روي چهار ستون باقي مانده از آتشكده قديمي و دو صفه مسجد كوشكي قبلي بنا ميكنند.[3]
در زمان قاجاريه با پيگيري و نظارت مرحوم ميرزا با صفا گنبد جديد پيازي ( اناري ) شكل فعلي بر روي گنبد قديمي ساخته ميشود. در سال 1337 با نظارت و پيگيري مرحوم حاج ناصر گرانمايه و همكاري اهالي بخصوص مرحوم حمزه محمد صادق زارع و مرحوم حاج محمد صادق معينيان گنبد بزرگ بيروني براي اولين بار كاشي ميگردد. كاشي كاري اوليه گنبد با آجرهاي لعابدار آبي روكش دار با اشكال سليمي دهن اژدري متقارن و گلي و بتههاي ظريف كه در ميمه توسط استاد حسن كاشي پز و در اصفهان توسط استاد حسين اصفهانيان پخته ميشد كاشي كاري گرديد.[4] داخل گنبد در سال 1276 هجري قمري گچبري و نقاشي گرديد. گچبري فعلي زير گنبد و اطراف محراب را مرحوم صدرالسلام شهيدي با آيات قرآن كه با مهارت زائد الوصفي بصورت گُل و بوته و اشكال هندسي در آمده است گچبري كرده است.
نقاشيهاي زير گنبد نيز در سال 1361 هـ ق توسط مرحوم استاد حاج عباسعلي اسگري- مرحوم استاد حاج نجف قلي اشتري و مرحوم استاد حسن توكل با طراحي و راهنمايي مرحوم حبيب باصري ترسيم گرديد.
در حال حاضر گنبد جامع گنبدي دوپوش است پوش داخلي غالباً مدور و پوش خارجي مدور مخروطي است. فلسفه دوپوش بودن گنبد به اين دليل است كه احتمالاً براي جلوگيري از نفوذ رطوبت برف و باران به قشر داخلي بنا، پوش ديگري با فاصله مناسب در بالاي پوش اول ايجاد كردهاند. علاوه بر اين منظورهاي تزئيني و زيبايي خواهي نيز در ايجاد پوش دوم مؤثر بوده است. زيرا ايجاد پوش دوم عظمت بيشتري به بنا داده و عظمت خود، از عوامل مهم زيبايي است. زيرا ايجاد پوش دوم باعث گرديده كه خطوط منحني گنبد نرم و مطبوع گرديده و از يك طرف مانند عمودي، نظر را به بالا ميكشد و از طرف ديگر مانند خطوط افقي آرامش ميبخشد. گنبدهاي دوپوش خطوط را تقويت ميكند و به بيننده لذت بيشتري ميبخشد. ضمناً پوش خارجي گنبد مسجد جامع سطح مناسبي براي هنرنمايي استادان آجركار، كاشيكار و خطوط بنايي ايجاد كرده كه عناصر تزئيني چوم مشبك و اسليميها و گل و بتهها را بهتر القاء ميكند و بهترين زمينه را براي تزئين نقوش وخطوط و ساير هزينههاي تزئيني فراهم و جلوهگر مينمايد و در معرض ديد بينندگان ميگذارد.
سوابق تاريخي مسجد جامع
براساس آثار بدست آمده از حفاريهاي اطراف مسجد جامع و سوابق تاريخي شهر ميمه و آثاري كه از قبرستان زردشتيان بجاي مانده چنين استنباط ميگردد كه مسجد جامع قبلاً عبادتگاه و معبد زردشتيان بوده، به همين دليل بعضي عقيده دارند كه مسجد جامع يكي از هزار عبادتگاهي است كه در زمان حضرت ابراهيم ( ع ) ساخته شده است.
چهار ستون زير گنبد مسجد جامع از خشتها و آجرهاي ضخيمي است كه بوسيله ملاط رس و قطعات ني بيكديگر متصل شدهاند. خشتهاي چهارستون از لحاظ اندازه بسيار قابل توجه است و در كمتر آثار باستاني خشت خام بدين بزرگي ديده ميشود.[5]
اعم از اينكه ما تاريخ اصل اين معبد را از دوره هخامنشي بدانيم يا دوره ساساني يا بازسازي آنرا از دوره ساساني بپنداريم اطلاعات ما را درباره اين معبد حداقل تا 15 قرن قبل از اين پيش ميبرد و نشان ميدهد كه اين بنا در روزگاران قديم بناي مخصوص و جالبي بوده كه مراسم مذهبي در آن برگزار ميشده است.[6]
شهر ميمه بنابر قولي مانند شهرهاي اردستان و زواره در زمان انوشيروان[7] آباد بوده است در شهر ميمه مانند شهرهاي زواره و اردستان در زمان ياقوت خرابههايي از بناهاي عهد ساساني موجود بوده كه تماماً محو گرديده است. در عهد سلجوقيان نيز منطقه ميمه مانند دو منطقه اردستان و زواره منطقهاي ثروتمند گرديده و ابنيه مهمي از آن دوره در اين محل بنا شده است. در حال حاضر شهرهاي اردستان و زاوره داراي قديميترين مساجد كوشك مانند ميباشند كه در زمان سلجوقيان تبديل به مساجد چهار ايواني گرديده است. شهر ميمه نيز مسجدي دقيقاً مشابه مساجد جامع اين دو شهر دارد. شباهات و توازون عجيبي كه در مقدرات اين سه شهر مشاهده ميشود ( منحصر و محدود به تاريخ عمومي سه شهر مذكور است ).
مساجد شهرهاي زواره و اردستان در سالهاي 553 تا 555 هجري از حالت كوشك به چهارايواني تغيير بنا داده شدهاند ( اين مبناهاي تاريخي ميتواند مبناي تاريخي بر تغيير ساختمان مسجد جامع شهر ميمه از كوشك به چهار ايواني باشد ).
به همين دليل احتمال داده ميشود مسجد جامع شهر ميمه نيز همزمان با مساجد جامع شهرهاي زواره و اردستان از حالت كوشك مانند به سبك معماري سلجوقيان ( مساجد چهار ايواني ) تغيير بنا داده باشد.
احتمالاً مسجد چهار ايواني ميمه مشتمل بر شبستان چهارگوش خوش طرحي بوده كه گنبد شيواي آجري بر فراز آن استوار و درجلوي شبستان ايوان بزرگي بنا شده بود و در دو جانب، شبستان بزرگ شبستانهاي كوچكتر با رواقهاي كوچكتر قرار داشته. از آثار و قرائن چنين بر ميآيد كه در قرن سوم هجري بناي اوليه آتشكده تبديل به مسجد ميگردد. اين بنا ابتدا بصورت مساجد كوشك مانند ساخته ميشود تا اينكه در قرن 6 هجري براي احداث ايوانها و شبستانها و قسمتهاي متصل به آن، وضع مسجد اوليه را دگرگون ساخته و آنچه را از آن مانع احداث و تجديد بناي معظم مورد نظر بوده از ميان برداشتند و سپس مسجد چهار ايواني را بنا نهادهاند.
در اثر گذشت زمان بر اثر عوامل جوي و عدم رسيدگي و تعميراتي نامناسب در بعضي از قسمتهاي مسجد باعث برهم زدگي توازون معماري سنتي آن ميشده است. براي مثال ايوانهاي جنوبي و شرقي كه در دوره دوم عهد سلجوقيان احداث شده بود تخريب و بجاي آنها ايوانهاي جديد با چوب و تخته احداث ميگردد. تنها ايوان شمالي با همان سبك سلجوقي با همان حالت گچبري باقي ميماند كه در زمانهاي صفويه و قاجاريه مرمت و تعمير دوباره ميشود.
2 - بعضي از اهالي عقيده دارند كه درخت زبان گنجشك در زمان حفاري و احداث قنات رويه كه قبلاً از داخل مسجد ميگذشت براي زيبايي و سايباني كاشته شده بود. تا اينكه در زمان وليعهدي امام رضا (ع) وقتي بنيهاشم از مدينه به ايران آمدند و مورد حمله سربازان مامون قرار گرفتند. تعدادي از بنيهاشم آواره بيابانها شدند سه تن از اين بزرگواران كه نوجواناني كم سن و سال بودند به ميمه آمده و در مسجد پناه ميگيرند. دشمنان در تعقيب آنها وارد مسجد ميشوند كه آنها را دستگير كنند كه با قدرت الهي اين بزرگواران از ديد دشمنان غايب ميگردند عدهاي از اهالي عقيده دارند كه آنزمان درخت زبان گنجشك مسجد وجود داشته و اين بزرگواران در درخت غايب ميشوند. عدهاي از اهالي نيز عقيده دارند كه اين درخت بعدها به عنوان يادبود اين بزرگواران در محلي كه آنها غايب شده بودند كاشته شده است به هر صورت عمر درخت به زمان امامت حضرت علي ابن موسي الرضا ( ع ) ميرسيد.
1 - بيشتر محققيني كه به ديدن مسجد جامع اين شهر توفيق يافتهاند تاريخ ساختمان اين بنا را قبل از اسلام ميدانند و عقيده دارند اين بنا قبلاً آتشكده بوده است. ايرانيان پس از آنكه به آيين اسلام گرويدند شروع به ساختن مساجد كردند چون طرز ساختمان معابد عربي خيلي ساده بود و اين امر با ذوق و سليقه ايرانيان سازش نداشت بناچار مسجد اسلامي اوليه به سبك بئاهاي دوره ساساني برپا شد و از همان روشي كه در ساختن ستونها و بناي طاق در آتشكده معمول بود در بناي مساجد اسلامي پيروي كردند و مساجد اوليه را در جايگاه معبد زردشتيان بنا نهادند.
1- بعضي از اهالي عقيده دارند كه استاد غلامحسين سهي يكي از سازندگان گنبد حرم حضرت علي ( ع ) در نجف اشرف بوده لذا بعد از مراجعت از نجف گنبد مسجد جامع ميمه را به سبك گنبد نجف اشرف ميسازد.
2 - استاد حسن كاشيپز علم تهيه و پختن كاشي را از قم آموخته بود و اكثر كاشيهاي وي دست ساخت با نقشههاي ساده بود كه در رديفهاي پايين گنبد نصب گرديد رديفهاي بالاي گنبد كه گل و بته و اسليمي و آيات قرآني بود تماماً توسط استاد حسن اصفهانيان ساخته و نقاشي گرديد.
1- در عمليات حفاري كه در سال 1336 در غرب مسجد جامع انجام گرفت در عمق 3 تا 5/3 متري خشتهاي بسيار بزرگ ( معروف به خشتهاي گبري ) به ابعاد، طول و عرض 40 سانتيمتر و قطر 12 سانتيمتر پيدا شد. ( از اين نمونه خشتها در تپههاي سيلك كاشان ديده ميشود ).
2 - همانطوريكه قبلاً ذكر شد پيش از آنكه مسجد بصورت يك ساختمان اسلامي درآيد مكان مقدسي بوده كه زردشتيان آنرا بعنوان آتشكده بكار ميبردند ودركنار آن مردگان خود را ميگذاشتند مكان نگهداري مردگان سردابههايي محصور شده بدون سقف بود. مردها را در اين سردابهها ميگذاشتند و خود از دور مشغول نماز و دعا ميشدند تا اينكه جسدها فاسد شوند و توسط لاشخورها و كلاغها و ساير پرندگان گوشت خوار خورده شوند. در حفاريهايي كه در سال 1354 در غرب مسجد جامع انجام شد حفرههايي نمايان گرديد كه پر بود از استخوانهاي انسانهايي كه قبلاً در اين محل ريخته شده بودند اين شواهد بهترين دليل بر وجود سردابههاي محل نگهداري مردگان در زمانهاي قديم است.
در شهر يزد هنوز نيز محلهايي وجود دارد كه از همه طرف محصور ولي بدون سقف ساخته شدهاند كه مردها را در اين محلها گذاشته و از دور براي آمرزش آنها دست به دعا بر ميدارند تا كلاغها جمع شده و آنها را بخورند. اگر يكي از كلاغها اول چشم راست را درآورد علامت آنست كه آنشخص از صلحا بوده و آمرزيده شد لذا اجماع مشغول عيش و شادي ميشوند. اما اگر كلاغ بطرف چشم چپ ميت برود علامت گناهكاري او است كه همه محزون و غميگن شده و خيرات و نذرها ميدهند كه مرده آمرزيده شود و گناهانش بخشيده شود. ( نقل قول از كتاب مسافرت به ايران يا خاطرات سفر به ايران تاليف محزونيه )
به گزارش واحد مرکزي خبراز اصفهان اين بنا با 56 هزار متر مربع وسعت دريکي از محله هاي قديمي و مرکزي شهر وزوان در مجاورت شهرستان میمه قرار دارد0
خانه اعظمي ها که براي حفظ امنيت و جلوگيري از هجوم ياغيها در وزوان ساخته
شده در سالهاي ناامني مکاني امن و مناسب براي اسکان مردم بوده است0
در ساخت اين بنا ازسنگ / خشت و گل استفاده شده که با وجود گذشت بيش از يک
قرن از ساخت ان هنوز در برابر برف و باران محکم و پابرجاست0
سر در اين بناي تاريخي داراي کتيبه گچبري زيبا و داخل ان بصورت باغ مشجر
با گونه هاي گياهي فراوان است0
2 - مسجد جامع شهر ميمه
مسجد جامع از زبان مورخين
ملا حسين « فيض كاشاني» صاحب كتاب وافي، داماد ملا صدراي شيرازي از مسجد جامع ميمه بازديدي داشته كه خلاصه مطالب وي در مورد مسجد ميمه به شرح ذيل است. سالي از سالهاي عمر در طي سفري گذرم بر مسجدي در قريه ميمه از توابع كاشان افتاد اين مسجد زيبا به نظر ميرسد يادگار دوران آل بويه باشد و تاريخ تجديد بناي آن چنانكه از كتيبه بالاي محراب آن بر ميآيد 413 هجري قمري است و از حلقههاي ارتباطي مهم بين معماري قبل از اسلام و بعد از اسلام است. در اطراف اين مسجد زيبا، گورستان روستا با سنگهاي منقوش و هنرمندانه خود همراه با بناي قديمي مسجد كه آخرين تلاشهاي خود را براي ايستادن بر پاي خود بكار بسته و بيتوجهي و غفلت نسل حاضر و حادثه جويان را كه بارها كف و زيرپيها و ديوارهايش را جستجو كردهاند و اكنون حتي به پدران خويش نيز رحم نميكنند و گورهايشان را مورد اهانت قرار ميدهند، مشاهده ميشود.
هنوز منبر شكسته و سوخته مسجد در گوشهاي ديده ميشود. سنگ قبرهاي باقيمانده در اطراف مسجد عموماً تاريخي حدود 200 سال پيش را دارند. خوشنويسيهاي هنرمندانه به خطوط ثلث و نسخ، تزئينات گوناگون و بعضاً اسليميهاي اطراف نوشتههاي آيات و روايات مذهبي و نيز اشعاري به زبان كوفي و فارسي سنگ قبرها را مزين كرده ولي چشمگيرترين عنصر هنري و تصويري آنها اشكال گوناگوني از قبيل گلابپاش، تسبيح، سجاده، شانه، شمشير،مهر نماز، سپر و اسب سوار است. گويي سنگ قبر پرده منقوشي است كه بر درآرامگاه ابدي پدران و مادران خود آويختهاند تا حايل دو جهان باشد. علاوه بر اينها آثار باقي مانده از آتشكده اين روستا و نيز ويژگيهاي معماري و جامعه شناسي روستا نيز قابل تعمق است.
ابن بطوطه جهانگرد عرب در سال 727 از مسجد جامع شهر ميمه ديدن كرده است. اين جهانگرد معروف قرن هشتم هجري ضمن مسافرتهاي تاريخي خود به ايران نيز آمده و در سال 727 هجري قمري از اصفهان و توابع آن ديدن نموده، وي بازديد خود از مسجد جامع ميمه را اينگونه توصيف ميكند مسافرت ما در زمين پهناوري آغاز شد كه از مضافات اصفهان بشمار ميرود. در اين طريق نخست به ميمه رسيديم، روستايي نيك و داراي باغهاي انگور و قنوات متعدد و مسجدي زيبا يافتيم كه نهر آبي از وسط آن جاري بود.
در سال 789 هجري در ابتداي يورش سه ساله امير تيمور به موجب وصيت شاه شجاع در سپردن اولاد خود به او، مراسلهاي به سلطان زين العابدين پسر شاه شجاع در اصفهان نوشت و او را به خدمت خواست.. سلطان زين العابدين به اين دعوت اعتنايي نكرد و به فرستاده تيمور هم اجازه بازگشت نداد. امير تيمور از اين حركت در غضب رفت و به قصد تنبيه سلطان زين العابدين از راه همدان،گلپايگان و ميمه خود را به اصفهان رسانيد تا او را تنبيه كند. امير تيمور در خاطرات خود مينويسد مردم منطقه ميمه از ورود من و لشگريانم به منطقه، به استقبال من آمدند و در منطقهاي بنام قرقچي گوسفندان و گاوهاي زيادي قرباني و پيش كش نمودند. اهالي اين روستا تا مسجد جامع قشون را همراهي كردند. قشون نماز را در مسجد جامع ميمه كه داراي بناي زيبا وديدني با درختاني سرسبز و نهر آبي روان بود، ادا كردند.
امير تيمور به محض رسيدن به اصفهان گروهي از امراي خود را براي گرفتن ماليات بداخل شهر فرستاد اين جماعت در تحصيل ماليات به مردم اصفهان تعدي و ظلمهاي فراوان كردند تا اينكه مردم سر به شورش برداشتند و محصلان و گماشتگان تيموري را كشتند. تيمور براي انتقام به اصفهان حمله برد و جمعيت زيادي از اهالي شهر را گردن زد. امير تيمور بعد از قتل عام مردم اصفهان در راه بازگشت، مردم تمام قراء مسير را قتل عام و تمام اماكن را تخريب نمود. تنها محلي كه از حمله تيمور در امان ماند قريه ميمه بود كه بخاطر خوش خدمتي و استقبال از امير تيمور از دستبرد نيروهاي او سالم ماند.
نقل قول ميگردد كه در زمان متواري شدن اشرف افغان بخاطر حمله نادر افشار وشكست وي از نادر در منطقه مورچه خورت[1] گروهي از سربازان اشرف در مسير فرار خود وارد قريه ميمه شده و تمام اماكن و قنوات را تخريب و اموال اهالي را غارت ميكنند اين غارتگران حتي افرادي را كه در مسجد معتكف شده بودند رحم نكردند و مسجد را بر سر آنها خراب كردند. در كند و كاوي كه در سال 1354 در مسجد قديمي ( ضلع غربي گنبد ) انجام شد استخوانهاي فراواني كه بصورت دسته جمعي در زير خاك دفن شده بودند پيدا شد كه گوياي اين حقيقت بود كه احتمالاً بر اثر حمله دشمنان در روزگاران گذشته مسجد بر سر اهالي خراب شده است.
سبك معماري مسجد چهار ايواني
ايوانهاي شمالي، جنوب و ساير ايوانهاي واقع در اضلاع شرق و غرب، مسجد را به شكل مسجدي چهار ايواني در آورده بود.[2] صحن مسجد كه وسعت زيادي نيز نداشت چهار ضلعي بود و در چهار جانب ايوانهايي داشت با صفههايي در زواياي بالا كه مشرف به صحن بود و دو تا از اين صفهها كه در زواياي جنوب شرقي و شمال شرقي قرار داشتند پنجرههايي داشتند كه به كوچهكناري مسجد باز ميشد از اين صفهها علاوه بر استفادههاي جنبي نظير مكتبخانه و نشيمن بعنوان ديدهباني و اتاقهاي نگهباني نيز استفاده ميگرديد.
نماي داخلي مسجد بيشتر كارهاي آجري ساده بود كه در قسمتهاي تعميري آن گچبري ساده و در بعضي قسمتها گچبري تزئيني كه اكثراً آيات قرآن بود منتقوش گرديده بود. كف ايوانها از كف صحن اندكي مرتفعتر بود. داخل ديوار ايوانها گچ كاري ساده و نماي خارجي آنها آجرهاي برجسته بود.
ايوان شمالي: ايوان شمالي با همان سبك سلجوقي با اندك تغييراتي كه در گچبريهاي آن در قرن نهم و دهم و يازدهم هجري بخصوص در زمان حكمراني حسن بهادر خان معروف به ازون حسن و پادشاهان صفويه داده شده بود، باقي بود.[3]
در ايوان شمالي صفهاي بود با ويژگيهاي يك مكتبخانه كه نشان ميداد در اين صفه قبلاً ملاها بتدريس ميپرداختند ( از اين صفه خوانين نيز در مراسم تعزيه خواني براي تماشاي مراسم تعزيه استفاده ميكردند ).
در گوشه ايوان شمالي منبري منبت كاري وجود داشت كه مداحان و ملاها بر روي آن مينشستند و به روضهخواني ميپرداختند.
ايوان جنوبي: ايوان جنوبي احتمالاً در اثر سيل و عوامل نامساعد جوي تخريب و بجاي آن ايواني ساخته شده بود كه سطح داخلي آن با تختههاي چوبي تزئين گرديده بود.
( تختههاي بكار رفته در اين ايوان با آيات قرآن و نقاشيهاي زيبايي تزئين و آراسته شده بود ).
ايوان شرقي: در ايوان شرقي تحولات ساختماني و تغيير و تبديلهايي به عمل آمده بود كه سبك معماري آن بدرستي قابل تشخيص نبود.
درب اصلي مسجد جامع در زاويه جنوب شرقي اين ايوان واقع گرديده بود ( سر در اين قسمت مسجد داراي دو منار كوچك در بالا و تزئينات گچبري بسيار زيبا در متن و دري منبت كاري شده بود ).
گلدسته خشتي آجري مسجد نيز در زاويه شمال شرقي اين ايوان به ارتفاع 14 متر، بنا گرديده بود. در كل، اين ايوان و دو سر درب زيبا و خوش حالت مسجد كه مزين به كتيبههاي خط كوفي از كاشي فيروزهاي و گچبري زائد الوصفي بود به انضمام بناهاي جنبي از نظر ساختماني وضع مخصوص داشت كه دل هر بينندهاي را تسخير مينمود.
ايوان غربي: اين ايوان بصورت سايهباني در جلو درب ورودي به صحن زير گنبد ساخته شده بود. سبك معماري اين ايوان نيز بخاطر تغييراتي كه در ادوار مختلف داده شده بود چندان مشخص و گويا نبود ولي زيربناي اصلي آن به زمان سلجوقيان ميرسيد.
قبلاً ساختمان صحن و بناهاي اطراف صحن طوري ساخته شده بود كه درب ورودي تمام حجرهها بطرف درب اصلي باز ميشد در داخل حجرهها واطاقها علاوه بر آثاري كه از زمانهاي پيش براي سوگواري ماه محرم جمعآ وري شده بود. سكوهايي براي نشستن در چهار طرف ديوارها ساخته بودند كه مردم محل در اين حجرهها قرآن و سواد ميآموختند. گويا در زمانهاي صفويه و قاجاريه از اين مسجد علاوه بر ادا نماز جماعت و اجراي مراسم سوگواري و روضهخواني بعنوان مكتب خانه نيز استفاده ميشده است. ملاها يكي از ديگري در آن به تدريس قرآن مجيد و همچنين كتب قديمي ميپرداختند ( از جمله كتبي كه در قديم جهت سوادآموزي توسط ملاها به دانشآموزان آموخته ميشد ميتوان از كتب نصاب – حيله المتقين - مفاتيح الجنان - پنجلهم و سياق ) را نام برد كه هر بار يكي از آنها به اتمام ميرسيد شاگرد ميتوانست آن كتاب را كاملاً بخواند و حتي به همدرسان يا شاگردان ديگر بياموزد. احترام و اراداتي كه اهالي ميمه و دهات مجاور نسبت به اين مسجد دارند اهميت خاصي به آن بخشيده است. بطوريكه آنرا نه تنها يك مكان مقدس و خانه خدا كه مكان نماز است ميدانند بلكه از طرفي عقيده دارند كه اين مسجد امامزاده و شفا خانه است و حاجات دردمندان و گرفتاران را برآورده ميكند و از اقصا نقاط اين منطقه براي تبرك و عرض ارادات به اينجا ميآيند و هدايايي بعنوان تقريب به مسجد اهداء ميكنند.
محراب مسجد جامع
در طرف قبله مسجد جامع محرابي وجود دارد كه قبلاً سنگي زيبا و حجاري شده بصورت كتيبهاي منقور از خطوط برجسته كوفي آنرا تزئين كرده بود.[4]
محراب و اطراف محراب مسجد قبلاً بسيار زيبا و با نقاشي،گچبري و كاشيهاي نفيس و داراي تزئينات پيچيده و منحصر بفردي بود كه درتاريخ 551 هـ ق توسط ابوطاهر حسين بن غالي از اهالي كاشان بنا گرديده بود. در بازسازي مسجد اطراف محراب تخريب و سنگ محراب آن به موزه ايران باستان منتقل گرديد و اطراف محراب دوباره توسط
مرحوم صدرالسلام با گچبريهاي زيبا و زائد الوصفي گچبري گرديد.
مرحوم صدرالسلام آيات قرآن را بصورت گل و بته با مهارت خاصي در اطراف محراب گچبري نموده است.[5] تزئينات مزبور تمامي اطراف محراب و هلال طاقنماهاي اطراف و پشت بغلهاي هلالها و ستونهاي گرد طرفين زير گنبد وايوانها و سر در ورودي را فرا گرفته است. و از نظر گچبري از كارهاي بسيار ممتاز و برجسته مساجد ايراني است.
سر درب مسجد
مسجد جامع در قديم داراي سردر زيبا و خوش حالت و خوش طرحي مزين به كتيبههاي خط كوفي از كاشي فيروزهاي با دو گلدسته كوچك بود كه قسمت پايين يكي از منارها ( گلدستهها ) و قسمتي از سر در آن تا سال 1338 باقي بود. در سال 1338 براي ايجاد و احداث خيابان فرهنگ گلدسته و منارها وسردر مسجد تخريب و در نوسازي جديد ديگر گلدسته ساخته نشد. اصولاً سر در مسجد و ايوان شمالي و اطراف محراب بهترين قسمت تزئين شده مسجد بودند كه قسمتهايي از آنها توسط استاد ابوطاهر حسين ابن غالي طراحي و بنا گرديده بود.
تزئينات اين قسمتها همه گچبريهاي نفيس بصورت گل و بته و خطوط ساده كوفي بود. اين تزئينات انتهاي ديوارها، زير سقفها، پشت و بغلهاي هلالها و ستونهاي گرداگرد و اطراف گنبد و ايوانها را نيز فرا گرفته بود.
آجرهاي قديمي مسجد
آجر واژهاي است بابلي و خشت نوشتههايي هستند كه روي آنها فرمان، منشور قانون و احكام نوشته ميشده است. سومريها و بابليها با گلي خميري كه پس از فرو نشستن سيل از كنار رودخانه بدست ميآيد آجر درست ميكردند.
نخستين آجر همزمان با پيدايش آتش اختراع شد. اقوام بين النهرين با مشاهده فرو ريختن گل ديواره كورههاي آتش، پي به خاصيت آجر بردند. ايرانيان نيز خيلي زود به پختن آجر و مصرف آن بويژه از دوره ساسانيان پيبردند. در منطقه ميمه نمونه آجرهاي دوره ساساني به ابعاد 7 ×44×44 در مسجد جامع و محل باغات شمالي شهر ميمه يافت شده كه به شكل نرده مفروش شدهاند.
اين آجرها همان آجرهاي آتشكده ساساني هستند كه در روي پيهاي بناي مسجد جامع بكار رفتهاند. معمولاً در بين مصالح ساختماني بعد از خشت، عنصري كه از همان ابتداي آغاز تمدن و آباداني در اين منطقه تهيه و مورد استفاده قرار گرفته، آجر بوده است. بطوريكه در بناي خيلي قديمي مسجد جامع آجرهايي به ابعاد مختلف از دورانهاي مختلف كشف شده است.[6]
2 – مسجد جامع چهار ايواني ميمه در رديف مساجد قديمي استان بود كه سبك ساختمان آن از نظر معماران و باستانشناسان بسيار جالب و با ارزش توصيف گرديده است. با شروع قرن ششم هجري بطوريكه در مساجد سلجوقي اصفهان مشهود است مساجد نمونه ايراني بصورت مساجد چهار ايواني بوده است. يكي از مساجد چهار ايواني كه در حال حاضر پابرجاست مسجد نائين است كه در زمان سلجوقبان احداث گرديده و سبك معماري آن بسيار شبيه مسجد چهار ايواني قديمي شهر ميمه است.
1 - گچبريهاي اين ايوان شامل آيات قرآن، اشعار شعراي مسلمان بخصوص محتشم كاشاني و اشكال بته و گلي و اسليمي و ساير اشكال مرسوم در زمانهاي ياد شده در بالا بود.
1 - عدهاي از اهالي سنگ محراب را به زماني نسبت ميدهند كه حضرت ابراهيم خليل ( ع ) آنرا جهت ساخت مسجد و هدايت مردم دستور حجاري و نصب داده است. در تحقيق از موزه ايران باستان تاريخ حجاري سنگ را سال سوم هجري اعلام نمودهاند.
1 - در دورههاي پيشين آجر بيشتر بصورت چهارگوش با ابعاد مختلف و اصولاً بدون استاندارد بصورت خام تهيه و مصرف ميشد ولي از دوره كلدانيان پختن آجر به روشي كه اكنون مرسوم است رايج گرديد.
ادامه دارد........... مطالب تاریخ میمه همزمان در وبلا گ دیگرم درپرشین بلاگ با نام نتیجه صدرالاسلام وبه ادرس :http://alivatank2004.persianblog.com
منتشر می شود.
...( از بناي دوره سلاجقه تنها صحن و گنبد بالاي صحن باقي مانده است رواقها و ايوانها تخريب و كتيبهها مفقود و آثاري از آنها ديگر بچشم نميخورد ).
بيتوجهي به اين مكان مقدس در زمان رژيم گذشته توسط مسئولين استان باعث تخريب شديد اين امامزاده شده بود. تا اينكه به يمن بركت انقلاب اسلامي و تلاش و كوشش هيئت امناي بومي ( از اهالي روستاي اذان ) كه از سال 71 تاكنون مسئوليت نظارت و بازسازي اين مكان مقدس را به عهده دارند فعاليتهاي عمراني مهمي بشرح ذيل براي بازسازي اين مكان مقدس انجام گرفته و اين مكان از خطر تخريب و انهدام نجات يافته است.
1 - مهار گنبد با ميلگرد و آهنالات جهت حفظ و حراست و جلوگيري از تخريب و از همپاشيدگي گنبد، همچنين تعمير و كاشي كاري گنبد به مبلغ پنج ميليون ريال
2 - تعمير و آسفالت پشت بام حرم و صحن به مساحت 1200 متر مربع در سه مرحله با هزينهاي بالغ بر دوازده ميليون ريال
3- احداث ساختمان با مساحت 100 متر مربع با كليه وسائل و امكانات رفاهي جهت سكونت متولي حرم با هزينه شش ميليون ريال
4 - سنگ فرش نمودن ايوانها و نمابندي قسمت خارجي حرم با هزينه بيست ميليون ريال
5 - احداث سر درب ورودي امامزاده با دو گلدسته بسيار زيبا و هنرمندانه به استادي استاد عباس عبدلي با هزينهاي بالغ بر دوازده ميليون ريال
6- اجراي اولين طرح لولهكشي آب و تكميل شبكه برقرساني حرم و محوطه، خريد و نصب چندين پنكه جهت خنك كردن محوطه سالنها و صحن حرم به مبلغ دو ميليون ريال
7- خريد و نصب دو دستگاه آب سردكن و سرويس دهي، بهداشتي و خدماتي به زائرين با هزينه نمودن يك ميليون ريال
مشكلات و نارساييها
گرچه اين مكان مقدس ساليان دور خيل مريدان را بسوي خويش ميخوانده است اما آثار مظلوميت و غريبي فرزندان امام موسي بن جعفر ( ع ) از همه جاي اين بارگاه مقدس ملكوتي پديدار است مظلوميتي آميخته با معنويتي مقدس، مظلوميتي كه گويي همزاد شيعيان است و تا عمق دل و جان انسان را ميسوزاند و يادآور روزهاي سختي است كه روزگار با دست حاكمان زور و تزوير ستمهاي جانكاهي را بر اولاد علي ( ع ) روا داشته است.
در فرهنگ اسلامي زيارتگاهها جايگاه ويژهاي دارند اين اماكن محل سجده و نيايش پناهگاه نيازمندان - خاستگاه سنت و فرهنگ، نماد ايمان به ماوراالطبيعه هستند بناي شكل ظاهري آنها، چگونگي معماري - شيوههاي خاص تزئينات ساختماني آنها بايد اين خصايص را به همراه داشته باشد.
اما با توجه به آنچه گفته شد متاسفانه در بقعه امامزاده سيد صالحه خاتون رواقهايي كه در سيسال گذشته به اين زيارتگاه اضافه شده از اين خصوصيات چندان بهرهمند نيست. بنابراين امامزاده بايد در معماري نقش ارزنده و مهمي را ايفا و از نمونههاي جالب و چشمگير در بافت معماري به حساب آيد.
در كشوري كه عنوان اسلامي با نام آن همراه است زيارتگاهها بايستي بازتاب هنر و فرهنگ غني اسلام نيز باشند اما شيوههاي طراحي و معماري در اين امامزاده مقدس و پر ارزش با معيارهاي شناخته و دقيق معماري اسلامي فاصله دارد.
واقعيت آن است كه اين امامزاده به عنوان كانون مردمي تبليغات اسلامي از حيث نمابندي و تسهيلات رفاهي داراي نارساييهاي جدي است و همين نقيصه بعنوان يك فاكتور فرعي در جذب قشر جوان و ساير گروههاي اجتماعي به اين مكان وقفه ايجاد ميكند و اين در حالي است كه پيروان ساير اديان و آيينهاي مذهبي اماكن ديني خود را به بهترين وجه ممكنه ميآرايند تا از طريق زيباييهاي صوري اين بناها، در پيروان خود كشش و علاقه ايجاد كنند.
لازم است اين محل از حالت نمازخانه بودن صرف درآيد و علاوه بر ايجاد فضاي كافي براي اداي فرايض ديني، به امكانات وسيعي از قبيل كتابخانه - سالن سخنراني و محل نمايش فيلمهاي آموزشي و مذهبي، موزه قرآن و كتب خطي، موزه وسائل عزاداري و سينهزني و آثار مذهبي تاريخي و جز آن مجهز شود.
در اين جمعبندي گوشههايي از نقايص و اشكالات موجود در اين مكان را به منظور بهينهسازي نماي فيزيكي و كاربري مطلوبتر به شرح ذيل بر ميشماريم.
نبودن امكانات رفاهي لازم براي مراجعان ( تاسيسات حرارتي، بهداشتي و رفاهي ) ناهمگون بودن بافت ساختمانهاي اين بنا با گنبد تاريخي بنا، نبودن ديد كافي براي نمود بيروني بنا و پنهان بودن آن در منطقهاي بياباني و دور افتاده، متروكه شدن بنا، نداشتن جاده آسفالته و تعريض، نداشتن مهمان سرا، مشكل برنامهريزي لازم براي بهرهبرداري اقتصادي از آن و جلب زوار، محفوظ نبودن بنا در برابر عوامل جوي و محيطي و تقويت نكردن سازه بنا، تخريب بنا به دست برخي از مردم و از جمله حك يادگاري، فقدان برنامهريزي منسجم تبليغي، نداشتن كتابخانه، نداشتن امكانات تفريحي، بيتوجهي مسئولين استان و شهرستان به امكانات و قابليتها و كاربردهاي پر دامنه اين مكان مذهبي.
واقعيت اين است كه اين مكان مقدس ميتواند با كاربريهاي هزارگانه خود بخش مهمي از اوقات فراغت مردم و بويژه جوانان را پر كند اما شرط اصلي تحقق اين هدف يكي گسترش فعاليتهاي متنوع هنري و فرهنگي و تجارتي در اين محل است. اگر بپذيريم كه شكل و محتوا مكمل يكديگرند، آنگاه به اين نتيجه خواهيم رسيد كه در بررسيهاي به عمل آمده، مجموعه مسائل محتوايي و فرهنگي مورد توجه قرا گرفتهاند. اما متاسفانه جاي تمام اينها بخصوص شكل و فرم و ساختار در دايره اين مباحث در اين مكان خالي مانده است. واقعيت امر اين است كه غنيترين و جذابترين مضامين چنانچه در لفافههاي نازيبا عرضه شوند مورد توجه قرار نميگيرند و يكسره قرباني ميشوند.
از مشكلات ديگر ابن بقعه زيربناي محدود و محوطهسازي غيبراصولي، بيتوجهي به هنر اصيل معماري، دور نما بنديها و جلوههاي تصويري اين محل است. در اين محل بايستي بيشترين فضا به محوطه سازي و حياط اختصاص يابد . محوطه بايستي پر درخت با حوض و آب نماي وسيع همراه با فوارههاي زيبا و گلكاري چشمنواز ساخته شود تا جاذبههايي ايجاد گردد براي بسياري از مردم خسته دل و سوخته،متاسفانه دراين مكان عليرغم تلاش چشمگير هيئت امنا، بدليل كمبود اعتبار و بي توجهي مسئولين استان و شهرستان به اين مكان مقدس و ارزشمند سنت ارزشمند محوطه سازي، كاشيكاري، آئينه كاري و غيره به دست فراموشي سپرده شده و اين خود بر دافعههاي اين مكان افزوده است.
بايستي با كمك و همياري مردم منطقه و مسئولان در بهسازي اين مكان مقدس همت گماشت در يك كلام ما بايد به فرم و محتواي چنين اماكني مقدس، بگونهاي اهميت قائل شويم تا از اصول صحيح علمي براي نيل به ارزشهاي غني موجود در معماري و فرهنگ حاكم بر چنين مراكزي بهرهمند شده تا اين محل مامن و مهد تفكر و تعقل و پرورش احكام الهي باشد.
در شرايط فعلي كار احياي زيارتگاه با بودجه محدود نذورات و موقوفات و كمكهاي مردمي قابل اجراء نيست و نياز به طرحهاي عمراني و امكانات ساختماني اساسي دارد و در صورتي كه از طرف مسئولين دولتي در استان اقداماتي صورت نگيرد. ابنيه زيارتگاه بزودي شروع به ريزش كرده و منهدم خواهد شد و آثار فرهنگي و مذهبي قابل توجهي در اين خطه از كشور اسلامي بر اثر كمبود بودجه با مشكلات جدي مواجه خواهد شد. بايد مفاخر ملي مذهبي خود را حفظ كنيم. بيتوجهي به اين مسئله و عدم احياي آن، بازخواست نسلهاي آينده را از ما در پي خواهد داشت. يكي از مشكلات دامنگير اين بقاع متبركه، سرقت اشياء قيمتي آن توسط خدا ناشناسترين سارقان است. قبلاً تقدس واعتبار اين بقعه بين مردم و اهالي مانع از سرقت اشياء آن ميشد ولي در برخي موارد بيتوجهي مسئولين استان و شهرستان و همچنين بيتوجهي اهالي و اعضاي هيئت امناهاي سابق اين بقعه منجر به سرقت اشياء معنوي و بعضاً قيمتي اين مكان شده كه در بيشتر موارد جهت پيگيري و عودت آن هيچ اقدام عملي صورت نگرفته است. علاوه برآن نبود يك شناسنامه دقيق از شجره و شرح حال امامزاده براي پژوهشگران و مردم عادي زمينه را براي بازسازي و تحكيم اين مكان كمرنگ ساخته است.
هنوز براي راهاندازي امكانات رفاهي و تاسيساتي در اين مكان مذهبي براي زوار و رفع نيازهاي خدماتي و اداري و برنامهريزي بر نظارت دقيق اين مكان راه درازي وجود دارد كه بايد سازمان اوقاف و امور خيريه به همراهي هيات امناي زيارتگاه و با همكاري مردم محل اين راه را طي كند.
ميمه :
نام واژه "ميمه" به احتمال زياد به دليل مساعد بودن زمين كشت مو و وجود تاكستانهاي فراوان بوده است.
برخوار:
در باب وجه تسميه برخوار تعابير زيادي آمده است از جمله : يكجا نشيني –كشاورزي - مردم نان گندم خوار – بريده شده از ذلت - تن آسايي - داراي گله هاي بزرگ گوسفند-دشت داراي گندم .
واژه برخوار را گرفته شده از "پرخار" ميدانند كه به مفهوم سرزميني است با خار فراوان ( با توجه به اقليم منطقه در حال حاضر پوشش گياهي از نوع استپ بياباني و نيمه بياباني است.)
در گذشته اين منطقه محل نگه داري و چراي دام بوده است ، و در اصل از اصطلاح پر خوردن گرفته شده است كه در مكالمات چوبداران و گله بانان بكار برده ميشود.
كلمه برخوار را از ريشه "بل خار" ميدانند به معناي سرزميني با رتيلهاي فراوان .
شاهين شهر :
نقل است كه نقشه اوليه طراحي شده اين شهر از بالا بصورت شاهين جلوه ميكرده است و در سالهاي اوليه عمر اين شهر يك مجسمه از پرنده شاهين در محل سه راه فردوسي كنوني نصب شده بود.
از ديگر دلايل وجود آبشخور پرندگان شكاري همچون شاهين بوده كه اين شهر را به اين اسم ناميده اند .
گز :
به علت وجود درختچه هاي گز اين شهر را به اين اسم ناميده اند.
خورزوق :
معرب خورزوك است كه تركيبي است از خور به معني خورشيد و زوك يا سوك كه در اوستا نيز آمده است (سو به معني روشني و فروغ است).
دولت آباد :
دليل نامگذاري بخاطر گذراندن اوقات فراغت درباريان و دولتمردان در اين مكان بوده است.
زركان :
به دليل وجود معادن طلا اين اسم را به خود گرفته است.
سين :
در لغت به معناي آهوي كوچك و رب النوع است . كلمه " سئن" ريشه اوستايي دارد در اوستا به صورت "سئن" آمده و درپهلوي و فارسي" سين" شده است. همچنين نام دو شهر در چين و مصر قديم و نام دهي در شهرستان اردبيل ميباشد .
گرگاب :
به علت اينكه آب قنوات كه از مورچه خورت سرچشمه مي گرفته و نسبتا زياد بوده به گرگي كه در حال جنب و جوش زياد است تشبيه شده و به همين خاطر به گرگاب معروف شده است.
سه :
به معني سيب بوده است و همچنين در گويش "ابيانه" و در زبان " لري" به معني سيب است ايرانيان درزمانهاي قديم اسامي زيباي درختان ومناظرطبيعي را بر مكانهاي سكونت خودمي نهادند البته روايتي نيزنقل گرديده كه چون اين روستا در سر بالايي قرارداشته و از هركجا بخواهند به اين روستا را بيابند بايد بطور سر بالايي بيايند . نام اين روستا را سه كه از "سرو سهي " گرفته شده است نهادند .
چاله سياه :
به دليل تهيه نمودن زغال توسط سكنه ذكر شده وچون براي تهيه زغال سياه مي شوندبه اين نام خوانده شده است.نقل ديگر اينكه بعد از آب گيري سد زاينده رود بعضي از روستاها زيرآب رفته و اهالي آنها به اين محل كوچ نموده اند و مبادرت به زدن چادر به رنگ مشكي كرده اندو به اين جهت به چادر سياه معروف شده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي اين روستا به جهاد آباد معروف شده است .
دستگرد :
واژه دستگرد در زبان پهلوي به معناي شهر هموار مي باشد،و بر همين عنوان هم نامگذاري شده است .
كمشچه :
نام كمشچه همان قنات كوچك يا قمشه كوچك است.نام اوليه آن قمشه يعني اقامتگاه شاهان وشكارگاه بوده است. كلمه قم بعدا تحت تاثير زبان فارسي به كلمه كم تغيير و قمشچه به كمشچه تغيير يافت.
لاي بيد :
"لا" به معناي صحرايي است كه در آن لا افتاده باشد،يعني زمين پهن گشاده رسوبي و" لاي بيد" يعني دره منسوب به بيد .
موته :
موته صورت معنايي ندارد، اما "ت" مبدل از "د" است و صورت صحيح اين واژه "موده" ميباشد. در فرهنگ ها آمودن به معناي زينت كردن و مرصع ساختن آورده اند، به نظر ميرسد كه به علت وجود طلا درخاك اين سرزمين ارتباطي با زينت كردن پيدا ميشود و موده ناحيه و محلي كه طلا داردو مزين به آن زينت است.
مورچه خورت :
به دليل نبودن يا كم بودن مورچه دراين منطقه به اين نام معروف شده درنامگذاري پنداري ميخواهد بگويد اينجا مورچه وجود ندارد و خورده شده است .
بيدشك :
جزء دوم اين نام يعني " شك" معادل " اشك" است كه بايد تحريف يافته و "اسك" باشد، " اسك" به معناي شاخه است و بيدشك معادل "بيدسك" يعني شاخه بيد ميباشد.
دستگرد :
يعني شهر دست و جايي كه دست وكار و زحمت آن را به وجود آورده است .
اذان :
اذان نام محلي است كه منسوب به آب است يا قنات آن آب دارد معروف است.
لودريچه :
قنات منسوب به گوسفندان لودرچران شخصي بود كه گوسفندان را جمع و همگي را به چرا مي برد و حوالي غروب آنها را به صاحبانشان مي سپرد و آيچه هم مفهوم آب روان را در خود دارد .
وزوان:
وزوان از كلمه وز به معني وزيدن و پسوند وان به معني باد و وزوان به معني نسيم خنك ميباشد.
|
نام بخش |
نام مركز |
شهرها |
دهستان ها |
تقسيمات دهستان |
| برخوار | دولت آباد | خورزوق | برخوار | شاپور آباد |
| دستگرد | مركزي | حسن آباد | ||
| دولت آباد | برخوار شرقي | علي آباد | ||
| حبيب آباد | مرغ | |||
| كمشچه | پروانه | |||
| دنبي | ||||
| علي آبادچي | ||||
| مركزي | شاهين شهر | شاهين شهر | برخوار غربي | سين |
| گز | گرگاب | |||
| جهاد آباد | ||||
| مورچه | مورچه خورت | |||
| خورت | سه | |||
| كلهرود | ||||
| بيدشك | ||||
| دهلر | ||||
| باغ ميران | ||||
| ميمه | ميمه | ميمه | زركان | لايبيد |
| وزوان | حسن رباط | |||
| موته | ||||
| لوشاب | ||||
| ونداده | اذان | |||
| خسرو آباد | ||||
| ونداده | ||||
| زياد آباد | ||||
| سعيد آباد | ||||
| مراوند | ||||
| قاسم آباد | ||||
| چغاره | ||||
| رباط آقا كمال |
تاريخچه روستاي سين برخوار :
سين روستايي است بسيار قديمي با قدمت دو هزار ساله اين روستا قصبه بزرگي است با ديوارهايي محكم و برجهاي سلجوقي كه قسمتي از آن تا كنون حفظ گرديده است .
آثار تاريخي روستاي سين :
1- مسجد امام حسن : يك مسجد و مناره سلجوقي مي باشد كه در مقايسه با مسجد گز بيشترين اختصاصات دوره سلجوقي راحفظ كرده است كوچه ومدخل مسجدسين كه مناره مرتفع آن نيز در گوشه شمال غربي مسجد واقع مي شود شباهت زيادي به كوچه و مدخل مسجد گز دارد خطوط گچبري اطراف محراب اين مسجد داراي زمينه آبي بعد از جمله : بسم ا... شامل ايه الكرسي مي باشد .
2- كتيبه تاريخي مسجد امام حسن : در قسمت فوقاني محراب گچبري اين مسجد و درزير، مقرنسهاي آجري بر يك لوح سنگي به طول 80 و عرض40 سانتي متر كتيبه ايي موجود است به خط ثلث برجسته بر روي سنگي كه باني ساختمان حبه نموده. اتمام اين را ساختمان توسط " ابو غالب يحيي بن زكريا " در سال 529 هجري تعيين ميكنند .
3- مناره مسجد امام حسن: به سال526 هجري قبل از ساختمان گنبد مسجد به اتمام رسيده كتيبه روي مناره داراي قديمي ترين تاريخ است كه تا كنون برروي يك بناي مزين به كاشي درايران ديده شده است.كتيبه فوقاني مناره سين كه با پشت بام مسجد همسطح است به خط كوفي برجسته برزمينه آجري توام باتزيينات ساده گچي درچهارسطركتيبه اي موجود است .
روستاي سه:
يكي از مهم ترين آثارتاريخي اين روستاكاروانسراي سه است كه در كنار يكي از شاخه هاي جاده كاشان قرار دارد و در سال 1223 مطابق با 1808 ميلادي دوران سلطنت فتحعليشاه قاجار بنا شده است و در كتيبه سنگي سردر آن نام ابوالقاسم اصفهاني به چشم مي خورد. امامزاده جليله - امامزاده يوسف- دو باب حمام قديمي با معماري قديم و ستون هاي سنگي يكپارچه سه متري - مسجد جامع كه مقبره سه امامزاده- شاهزاده سعيد- شاهزاده اسد الله-و شاهزاده سليمان در آن مي باشد و عمارت فرنگي كه در قديم تلگراف خانه بوده و هفت آسياب اشاره نمود كه در حال حاضر مخروبه گرديده است. در اين روستا دو قلعه قديمي وجود دارد كه اكنون باروهاي مخروبه آنها باقي مانده است – يك قلعه مرتفع هم در جنوب روستا موجوداست كه داراي زاغه ها واتاقهاي متعدد مي باشد.
فرهنگسراي اديب:
"خانه برومند بخش بيروني"خانه برومندخانه اي است با قدمت حدود 180 سال كه از دوره قاجار به يادگار مانده است . مالك خانه از خوانين معروف محلي بوده است و اين خانه نمونه بارز خانه هاي اربابي دوره قاجاراست. خانه مجموعه اي است شامل اندروني – بيروني كه اندروني توسط مالك به سازمان تامين اجتماعي واگذار شده و بخش بيروني به شهرداري شهر گز واگذار شده است. مساحت بخش بيروني بالغ بر 3475 متر مربع ميباشد . فضاهاي اصلي اين خانه در سمت شمال واقع شده كه داراي 3 تالار بزرگ چليپا شكل مي باشد كه تالارها توسط 3 در به يكديگر ارتباط و همگي به حياط اشراف دارند .
قلعه تاريخي قمشلو:
اين قلعه در پناهگاه حيات وحش واقع در حدود 23 كيلومتري جنوبغربي شهر شاهين شهر واقع شده و از بناهاي دوره قاجار مي باشد . به استناد كتاب خاطرات ظل السلطان بخشي از بناهايي است كه به دستور وي در اين منطقه خوش آب و هوا جهت ييلاق و شكار بنا شده و بعد از وي نيز توسط پسرش صارم الدوله مورد استفاده قرار مي گرفته است . اين قلعه در زميني به مساحت9000 مترمربع توسط چندين حصار و برج محصورگرديده است و مشتمل بر حياط خلوت ها – اصطبل ها – انبار- محل استقرار نگهباني و خدمه - حمام و فضاهاي متعدد كه شامل 2 حياط خلوت و ساختمان اندروني و بيروني مي باشد استقرار يافته است .
كاروانسراي چاله سياه:
اين بناي تاريخي در سال 1098 هجري به دستور شيخ عليخان زنگنه وزير شاه سليمان بنا شده و امروز به نام كاروانسراي چاله سياه شهرت دارد. اين بنادر مساحتي حدود 5525متر مربع ساخته شده است كه درتاريخ19/6/1365در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.
كلهرود :
نقل شده است اهالي اين روستا از طايفه بني اسد مي باشند كه در واقعه كربلا حضرت زين العابدين (ع) جهت جمع آوري اجساد همكاري داشته اند و سپس به امر آن حضرت راهي ايران ميشوند و در حوالي كلهرود فعلي ساكن ميشوند. اين منطقه خوش آب و هوا ميباشد و رودخانه ايي از وسط آن عبور ميكند و چون آن طايفه در يك طرف رودخانه ساكن ميشوند، درطرف ديگر افرادديگري از سه و سايرنقاط سكونت ميگزينندكه به كلهرودمشهور ميشود. تا قبل از سال 75 از توابع نطنز بوده و از سال 73 به بخش برخوار الحاق ميشود.كلهرود از 4 محله تشكيل شده كه امروزه تقريبا بهم وصل شده اند .كلهرود داراي دو حمام كه توسط ذغال سنگ و نفت گرم ميشود .در كلهرود غاري وجود دارد كه در ايام تعطيلات بسياري از گردشگران از اين غار ديدن ميكنند.
مسجد جامع شهر خورزوق :
مسجد جامع خورزوق حدود 700 (هفتصد سال) قدمت دارد و در مركز شهر خورزوق واقع شده است . ساختمان سلطان حضرت خورزوق كه حدود200 سال قبل احداث گرديده و بر روي فراري قراردارد كه يكي از اوليا در آن دفن گرديده است . مسجد جامع آقا و مسجد سبزعلي از مساجد قديمي شهر خورزوق مي باشد.
قلعه قديمي مورچه خورت :
قلعه قديمي مورچه خورت كه تاريخ بناي آن درست معلوم نيست . زماني مركز ياغيان و گردشگران بوده است و در اين ايام در حال نابودي مي باشد . در اين قلعه كوچه هاي تنگ وتاريك و مسقف با منازل مخروبه ونيمه مخروبه ويك باب حمام قديمي كه قسمتي از سقف آن فرو ريخته و طاقه هاي متعدد وجود دارد.
موقعيت جغرافيايي شهرستان برخوار و ميمه :
شهرستان برخوار و ميمه به مركزيت شاهين شهر از جمله نقاطي كه در سال 1369 بعنوان شهرستاني مستقل از مجموعه شهرستان اصفهان منتزع گرديده و با وسعتي حدود 2/7705 كيلومتر مربع مكان پنجم مساحت را در سطح استان اصفهان پس از شهرستانهاي اصفهان ، كاشان ، نائين و اردستان دارد . ارتفاع اين شهرستان از سطح دريا 1662 متر و فاصله مركز شهرستان تا اصفهان 30 كيلومتر است و به همين لحاظ موقعيت حساس و خاص اقتصادي ، فرهنگي و اجتماعي دارد.
اين شهرستان از نظر جغرافيايي از شمال به استان مركزي و شهرستان كارشان ، از جنوب به شهرستانهاي اصفهان و خميني شهر ، از شرق به شهرستانهاي نطنز و اردستان و از غرب به شهرستانهاي نجف آباد و گلپايگان محدود است كه وجود بيش از 130 كيلومتر طول جاده استراتژيك اصفهان به تهران بر اهميت و ويژگيهاي خاص اين شهرستان افزوده است.
آب و هوا :
به طور كلي آب و هواي شهرستان نيمه كويري بوده و به جز بخش ميمه كه از فراواني نزولات آسماني بهره مند است بقيه شهرستان جزء سرزمينهاي خشك كشور به شمار مي آيد . در اين منطقه به جز چند رود كم عرض و فصلي رودخانه اي جريان ندارد .
جمعيت :
جمعيت اين شهرستان در سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 بالغ بر 221017 نفر بوده كه تعداد 43/114 نفر آنان مرد و 574/106 نفر آنان زن بوده اند و همچنين تعداد 776/179 نفر در نقاط شهري و 241/41 نفر در نقاط روستايي زندگي ميكرده اند . همچنين برآورد جمعيت شهرستان در سال 1382 ، 272436 نفر است كه از اين تعداد 232353 نفر شهري و 40083 نفر روستايي ميباشند .
از نظر ساختار سني جمعيت برخوار و ميمه داراي جمعيتي جوان مي باشد .
بطور كلي آب و هواي شهرستان نيمه كويري بوده و به جز بخش ميمه كه از فراواني نزولات اسماني بهره مند است. بقيه شهرستان جزء سرزمين هاي خشك كشور به شمار مي آيد . در اين منطقه بجز چند رود كم عرض و فصلي رود خانه اي جريان ندارد. اين شهر ستان فاقد عوامل طبيعي و جغرافيايي چون كوه ودره ودرياچه بوده به همين دليل جريانهاي آب و هوايي اين ناحيه شدت وضعف قابل ملاحظه اي ندارد.اين شهرستان به دليل قرار گرفتن در مجاورت كوير از اقليم كويري تاثير گرفته و داراي بارندگي كم وتبخير زياد است و بطور كلي داراي آب و هواي خشك و نيمه صحرايي است با تابستان هاي گرم و زمستانهاي نسبتا" سرد . جهت بادهاي اصلي شهر از غرب به شرق بوده و اين گونه بادها عمدتا در فصل پاييز وتوام با گرد و غبار مي باشد ضمنا تفاوت درجه حرارت ساليانه در اين شهر 50 درجه سانتيگراد مي باشد . متوسط دماي هوا در ماههاي تير ومرداد در مركز شهر ستان به 29 درجه سانتي گراد و در فصل زمستان سردترين ماه دي وبهمن 46/2 سانتيگراد ميرسد.
|
بخش ها |
نقاط شهري |
سال مربوطه |
آمار |
| بخش مرکزی | شاهين شهر | 1381 | 115821 |
| گز | 1381 | 18735 | |
| بخش برخوار | دولت اباد | 1381 | 29965 |
| دستگرد | 1381 | 15261 | |
| حبيب اباد | 1381 | 8783 | |
| خورزوق | 1381 | 19499 | |
| كمشچه | 1381 | 5529 | |
| بخش ميمه | وزوان | 1381 | 4820 |
| ميمه | 1381 | 4388 |
|
بخش ها |
دهستان ها |
آمار |
| بخش مرکزی | برخوار غربي | 12385 |
| مورچه خورت | 3132 | |
| بخش برخوار | برخوار شرقي | 3805 |
| برخوار مركزي | 7126 | |
| بخش ميمه | زركان | 4049 |
| ونداده | 6151 |
| جمعيت شهري | 222801 |
| جمعيت روستايي | 36648 |
شهرستان برخوار و ميمه واقع در 23 درجه و51دقيقه طول جغرافيايي و52درجه و32دقيقه عرض جغرافيايي ازجنوب به شهراصفهان وخميني شهراز شرق به شهرستان اردستان ونطنز از شمال به استان مركزي و شهرستان كاشان واز غرب به شهرستانهاي نجف آباد وگلپايگان وتيران وكرون محدود مي شود.
اين شهرستان با مركزيت شاهين شهر از جمله نقاطي است كه درسال69به عنوان شهرستان مستقل ازمجموعه شهرستان اصفهان منتزع گرديده و با وسعتي حدود 775512 كيلو متر مربع مكان پنجم رااز نظر مساحت در سطح استان اصفهان رادارد ارتفاع شهرهاي (اصفهان-كاشان-اردستان ونايين ) از سطح دريا1662 متر ميباشد و فاصله مركز شهرستان تا اصفهان 30كيلو متر است . وجود بيش از 130 كيلومتر طول جاده استراتژيك اصفهان - تهران بر اهميت و ويژگيهاي خاص اين شهرستان افزوده است .
توپوگرافي:
1. كوهستاني: كه بيشتر بخشهاي غرب و شمال و شمال شرقي شهرستان را در بر گرفته است. (بخش ميمه )
2. دشت برخوار: كه دشتي است وسيع با شيبي ملايم به سمت جنوب و جنوب شرقي كه از مراكز مهم استقرار جمعيت و كشاورزي به شمار مي آيد .
پوشش گياهي :
نواحي شمال و شمال شرقي از استپ كوهپايه اي ونواحي جنوب و جنوب شرقي از استپ بياباني برخوردار است . شامل : انواع درمنه – گندميان – گون – بنه – درختچه هاي گز و ...
الف) ويژگي هاي شهرستان
ب) ويژگي هاي مركز شهرستان
الف) ويژگي هاي شهرستان :
وضعيت اخلاقي و روحي مردم شهرستان :
از اين باب بايستي به لحاظ متفاوت بودن بافت جمعيتي منطقه آن را به دو بخش سنتي وغير سنتي تقسيم نماييم :
الف)دربافت سنتي منطقه تعصبات و خصلتهاي خاص محلي بيشتر مشهود است .
ب)در بافت جديد (مركز شهرستان) فرهنگ عمومي مردم فرهنگ شهرنشيني وخلق وخوي مذهبي و گرايش به دينداري آميخته شده است .
خدمات :
تمام نقاط شهرستان به شبكه برق متصل ميباشد و اكثر مناطق عمدتا" به شبكه مخابرات و سوخت (گاز) متصل است. وضعيت ارتباطات شهري و بين شهري با توجه به توسعه راههاي ارتباطي بين شهرو طرحهاي دردست اقدام وضعيت نسبتا مطلوبي دارد.اكثرمناطق شهرستان به جز بخش ميمه و برخي از نقاط بخش برخوار به شبكه آب آشاميدني استان متصل است و تابع وضعيت آن مي باشد. آب مورد نياز كشاورزي وآشاميدني استان ازطريق چاههاي عميق و نيمه عميق – قنوات - چشمه ها – كانالها و لوله هاي منشعب شده از زاينده رود تامين مي گردد. در اين شهرستان جمعا 760 حلقه چاه عميق ونيمه عميق و80 رشته قنات و 35 دهنه چشمه و 2 كانال آبرساني يكي كانال شمال شاهين شهر معروف به كانال بل و ديگري كانال جنوب شاهين شهر معروف به كانال حاجي آباد وجود دارد .
اوضاع اقتصادي :
از جمله منابع و ذخاير مكشوفه و در حال بهره برداري در شهرستان عبارتند از: ذخاير طلاي موته - سنگ شيشه سيليس – سنگ هاي ساختماني و تزئيني - معادن شن و گچ- ماسه- تونان- پودر سنگ و دولوميت ميباشد.
در اين شهرستان چندين شهرك صنعتي وجود دارد و صنايع دستي در شهرستان را مي توان توليد پارچه هاي قلمكار در شهر خورزوق (محله دليگان) و توليد فرشهاي دستباف در نقاط مختلف شهرستان را نام برد. توليد زعفران مرغوب در روستاي اذان ميمه از جمله توليدات كشاورزي مي باشد شايان توجه است كه اكثر توليدات معدني- صنعتي- كشاورزي- دامي و لبني اين شهرستان به خارج از استان صادر مي گردد.
كشاورزي در سطح منطقه :
مقداراراضي كشاورزي وباير منطقه به تفكيك مرغوبيت وحاصلخيزي به صورت زير ميباشد: 1) سطح زير كشت محصولات سالانه 22500 هكتار
2) سطح ايش 12948 هكتار
3) سطح زير كشت محصولات دائمي 1857 هكتار
4) سطح زمينهاي باير قابل كشت 25000 هكتار
توليدات كشاورزي در سطح شهرستان به ميزان 368470 تن مي باشد كه اقلام عمده آن گندم- جو-ذرت دانه اي وعلوفه اي- هندوانه- خربزه-زعفران-انگور- سبزيجات-گيلاس- گوجه درختي- آلو- هلو- زردآلو-سيب- گلابي- به- انار-گردو-بادام- پسته-- گل محمدي و زيتون مي باشد.
از مشكلات عمده در بخش كشاورزي شهرستان مي توان كمبود آب- خشكي و رطوبت نسبي هوا - سرماي شديد و كيفيت نامناسب آب كشارزي - وزش بادهاي شديد را نام برد.
دامپروري در شهرستان :
با توجه به وضعيت اقليمي منطقه دامپروري در كنار كشاورزي صورت مي گيرد و عمده اشتغال در اين خصوص به پرورش صنعتي گاو تخصيص دارد.30% از روستا ئيان به اين كار اشتغال دارند و بعد ازشهرستان اصفهان از نظر توليد و ظرفيت،مقام دوم را دراستان به خود اختصاص داده است . بازار مناسب فرآورده هاي دامي و وجود كشاورزي نسبتا" مناسب و به تبع آن توليد غذاي دام دليل اصلي گرايش اهالي به دامپروري ميباشد. شهرستان برخوار و ميمه با 194 واحد مرغداري گوشتي- 5 واحد مرغداري تخم گذار- 132واحد گاوداري جزء صادركنندگان توليدات به سايراستانها مي باشد.توليدات مزبور شامل:گوشت مرغ 20000 تن- گوشت گوساله وبره 3429 تن- شير گاو81000 تن- تخم مرغ 5700 تن- عسل طبيعي 140 تن- جوجه يك روزه 5000000قطعه در سال و بيش از 70000 تن شير اين شهرستان به نقاط ديگر استان صادر ميشود .
|
بخش كشاورزي |
بخش صنعت |
بخش خدمات |
بخش خصوصي |
بخش عمومي |
| 14.7% | 41.7% | 42.4% | 65.1% | 32.8% |
(شاغلين در بخش هاي مختلف)
ب) ويژگيهاي مركز شهرستان (شاهين شهر):
- در اين شهر اقوام وطوايف گوناگون با فرهنگ ها و گرايش هاي مختلف وجود دارد از 120 هزار نفر جمعيت قريب به 50 هزار نفر از طوايف بختياري و فريدني و 2500 نفر اقليت مذهبي (ارمني- آشوري – بهايي و...) سكونت دارند كه از اين تنوع بافت جمعيتي ويژگي خاصي را از نظرسياسي به اين شهر بخشيده است .
- نسبت سواد در بين مردان 98.04 و در بين زنان 95.56 درصد مي باشد و بر اساس آمار سال 1375 دومين شهر با سواد كشور به حساب مي آيد .
- زندگي مسالمت آميز از اقوام مختلف و تبديل شاهين شهر به ايراني كوچك، از ويژگي هاي منحصر به فرد اين شهر مي باشد .
- نرخ تورم در اين شهر در مقايسه با شهرهاي اطراف بالا مي باشد. - تراكم جمعيت به طور متوسط 98 نفر در هكتار مي باشد و بيشترين تراكم مربوط به محله هاي فردوسي با 270 نفر در هكتار مي باشد .
علل مهاجرت به اين شهر :
1. جنگ تحميلي
2. نزديكي به شهر اصفهان
3. رشد ساخت و ساز در شاهين شهر و ارزاني مسكن
4. بهبود راههاي ارتباطي بين نقاط بخصوص ارتباط روستا با شهر
5. محدود بودن فرصت هاي شغلي در روستاها خصوصا" با محدود شدن عوامل توليد كشاورزي ( آب و زمين و... )
6. تبديل نقاط روستايي به شهري
7. ساختار جوان جمعيت
8. جاذبه هاي شهري و فرهنگ شهرنشيني
9. وجود مراكز صنعتي و خدماتي
10. اقليم مناسب
11. تشابه فرهنگي با مردم خوزستان و چهارمحال بختياري
12. انتقالي كاركنان دولت و نيروهاي مسلح
13. واگذاري زمين به جانبازان استان از سوي بنياد امور جانبازان استان در محدوده شهري شاهين شهر
14. واگذاري زمينهاي شاهين شهربه عناوين مختلف توسط نهادها و ارگانهاي شهر اصفهان به متقاضيان زمين
..........تا اینکه شاهزادگان اسماعیل و زین العابدین و محمد به سمت قریه « لوشاب » رفته و علیاجناب جهان رخ با شاهزاده محمد، شاهزاده ابراهیم و شاهزاده زبیده خاتون ( معصومه ) و شاهزادگان یوسف، جعفر و جمعی از اقارب با تنی زخمدار و بدن مجروح از کوه سرخ از راه و بیراه و پنهان آمده تا به حوالی قریه « اذان » در جبل کوه « کهرو » ساکن
می شوند تا اینکه خیر الجاج حاجی میرزا شفیع ابن حاجی میرزا علی با برادر خود محمد سعيد بکوه کهرو بشکار رفته به ایشان برخورد
می کنند و ایشان را شناخته. چونکه شب رسید ایشان را برداشته پنهان از مردم به منزل خود آوردند و آن بزرگواران از بس زخم و جراحت داشتند در منزل حاج سعید منزل نمودند تا مدت 3 ماه که معاندین هر یک به منزل خود رفتند و در 23 رجب سال 207 هـ . ق علیا جناب سیده الصالحه خاتون به دلیل بیماری ناشی از جراحات بدن وفات نمودند. مرحوم حاج سعید و برادرش جنازه این بزرگوار را شبانه و بصورت مخفیانه برای غسل و دفن به مسجد خرابه ای که در کنار جاده فریدن به کاشان بود می برند. همان شب از برکات و معجزات آن بزرگوار آب قنات ( قنات نزدیک مسجد ) كه سالها بود خشگ شده بود دوباره جاری شد و او را غسل دادند و در خرابه مسجدی که کنار جاده بود دفن نمودند »
گردون ز برای تو دلی نرم نداشت رخـسار تـو را حـرمـت و آزرم نـداشت
من در عجبم از ملک الموت که او از همچو تویی جان بستد و شرم نداشت
حک شدن این دو بیت شعر بر سنگ قدیمی مرقدشریف علیا جناب نشانه اوج مظلومیت و غریبی آن بزرگوار است.
پس از گذشت روزگاران و گزند حوادث و بلایای طبیعی بنای معمور این امامزاده رو به تخریب نهاد و به غربت گرایید تا دگر باره با همت آقا سید حسن ولد آسید مهدی اذانی و پدر مرحوم آسید محتشم حسینیان در سال 1280هـ . ق اين مكان، بازسازی و مرمت گردید که استشهادیه مربوط به این بازسازی با خطوط زیبای علما و بزرگان آن زمان ممهور و موجود است.
اهميت و ویژگیهای مذهبی امامزداه سیده صالحه خاتون
این امامزاده به لحاظ داشتن فضاهای روحانی - معنوی همیشه مامن مومنان در طول ایام اعیاد، رحلت ها و شهادت ائمه معصومین ( ع ) به شمار می آید. و در طول تاریخ، همواره نقشی ورای جریان روزمره زندگی داشته و عموماً نمایشگر بخشی از فرهنگ و هویت مردم منطقه و مکانی برای انتقال هویت های فرهنگی از دورهای به دوره دیگر و وسعت بخشیدن و بسط دادن به اعتقادات مردم مسلمان این منطقه بوده است این زیارتگاه در طول تاریخ تکیه گاه و نشان دهنده فرهنگ مردمی بوده که اندیشه، هنر و اعتقادشان بر تفکر و هنر زائیده از ایمانشان تداوم بخشیده است.
اهمیت و ارزش این زیارتگاه به عنوان محل عبادت بسیار بیش از آن است که تنها نیازهای دوره ای محدود را در مقطعی خاص برآورده سازد. بلکه این بنا محلی برای تجلی فرهنگ، سنت و اندیشه هایی پایدار و ماندگار نسلهای گذشته بوده است.
در فرهنگ اسلامی اهالی این منطقه، این زیارتگاه جایگاه ویژه ای دارد. این مکان به محل سجده و نیایش، پناهگاه نیازمندان - خاستگاه سنت و فرهنگ نماد ایمان به ماورالطبیه بوده است. این مکان مقدس در طول تاریخ مامن و ماوا و ملجاء دردمندان این خطه بوده است. مردم این منطقه از دوران طفولیت به لحاظ رفتوآمد خانواده به این مکان به آنجا وابسته شدهاند. علاوه بر آن آستان امامزاده به عنوان مرکز سیاحتی - زیارتی این شهرستان محسوب می شود. بنابراین مردمی که نیاز به گذراندن اوقات فراغت در محیط های سالم دارند با تمسک جستن به خاندان اهل بیت از فضای پاک و معنوی آن بهره می برند.
در تاریخ چند صدساله این امامزاده چه اشکها که بر ضریح پاک امامزاده نریخته و چه رازها و نیازها که در بند بند وجود این خلوتکده عشق و معنا نپیچیده است توسل در آخرین لحظات بیم و اندوه، سنگینی بار قلب را
می کاهد و بغض ها را به سرکشی بدل می کند که گویی واپسین نقطه های حزن و اندوه را
می شوید و بر خاک می ریزد. این امامزاده همواره آخرین منزل توسل داغدارانی بوده که گویی به پایان راه خود رسیده اند و حاشا که دل هیچ دردمندی تهی شده از بار اندوهی گزاف و سترگ از این امامزاده بیرون نرفته است.
دهها هزار نفر اهالی این خطه و نقاط همجوار در واپسین لحظات بیم و امید یا در اوقات فراغت خود به این زیارتگاه می روند و به امید گرهگشایی از مشکلات خود یا بستگان خود ضریح این مکان را بوسه باران میکنند. چه بسيار دردمندان که در فردای توسل حاجت خود را از امامزاده گرفته اند یا شفای عاجل یافته اند.
در شرایط کنونی در قرن بیست ویکم که در عصر مادیت و خود فراموشی است بهترین الگو برای اهالی این منطقه هدایت به سوی این کانون وحدت، زیر گنبدی است که خمیدگی و شکستگی دارد. این شکستگی خود، معنا و مفهومی خاص دارد باید خود را در مقابل خدا بشکنی و تواضع خود را با رکوع و سجده ابراز کنی. کسی که خود را در مقابل خدا
می شکند خود و هوای نفس خود را شناخته است. این مکان میتواند به عنوان بهترین محور و جایگاه زندگی مردم این منطقه از نظر مسائل اجتماعـی- فرهنگی- مذهبی و آموزشی باشد.
این زیارتگاه در زمانهاي قدیم دارای چنان جاذبه هائی بود که از روستاهای دور با پای پیاده یا سوار بر قاطر و الاغ حدود نصف روز تا یک روز پیمودن مسیر به این زیارتگاه می آمدند و بعضی از زائران اکثر شبها و روز های خود را در امامزاده سر می کردند ولی اکنون تا حدودی از زوار آن کاسته شده و نیاز به یک دگرگونی جدی و حمایت همه جانبه دارد تا کارائی اصلی و واقعی خود را بدست آورد و جاذبه های آن بر دافعه هایش بچربد.
این مکان اعتقادی و مذهبی با تغییر در فضاهای مطلوب و بازسازی اماکن آن می تواند در عین داشتن تأثیرات مطلوب معنوی نتایج قابل توجهی را به دنبال داشته باشد از قبیل:
1ـ به دلیل انتساب نزدیک امامزاده به اهل بیت((فرزند امام موسی بن جعفر(ع) این مرکز همیشه مورد توجه و علاقه مردم این منطقه بوده و قداست و احترام آن همیشه رعایت شده است لذا علاقه قلبی مردم به زیارت امامزاده و مشاهده کرامات آن سبب شده است علاقمندان این فیوضات معنوی و الهی گاه برای راز و نیاز فواصل طولانی را با تحمل مصائب و مشقات صرفاًبرای ارتباط روحی با واسطه به خدا طی کنند و با دخیل بستن در صحن و فضای متبرکه آن به دعا و زیارت بپردازند و روح پر آلام خود را تلطیف بخشند.
وارد شدن به این فضای روحانی و معنوی و آگاه شدن از فضائل برجسته اخلاقی آن
می تواند دست مایه خوبی برای پیگیری سیره اخلاقی و عملی برای مردم منطقه باشد.
2ـ این امامزاده به لحاظ داشتن فضاهای روحانی و معنوی در طول ایام رحلتها و شهادتهای ائمه معصومین(ع) مامن مؤمنان به شمار می آید دسته های دینی و عزاداری با تمسک جستن به قدرت و منزلت این امامزاده قصد دارند به گونه ای از بارگاه ایزد منان شفاعت جویند. لذا با فراهم ساختن امکانات رفاهی این مکان می تواند بهترین پناهگاه برای دردمندان و دوستداران اهلبیت باشد.
3ـ این بقعه متبرکه که از زمانهای قدیم با داشتن معماری و فضای سنتی مورد توجه علاقه مندان مواریث فرهنگی بوده و هرازگاهی آنان را به سوی خود جلب می کرد. به کمک هنرمندان و دل سوختگان هنرهای اسلامی محلی با نقاشی ـ گچ بری و خطاطی های بی بدیل که ریشه در معنویت و روح مذهبی دارد میتواند علاوه بر تقدیس مذهبی این مکان، بار میراث فرهنگی را نیز به دوش کشد.
درواقع داشتن زیارتگاه به قدمت دوازده قرن در این خطه خود افتخار بزرگی است که نصیب تمدن اسلامی مردم این خطه گردیده و خود نمایانگر ریشه داربودن فرهنگ و تمدن مذهبی در این نقطه از کشور اسلامی ایران است. بایستی با همیاری مردم و نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه پس از بررسی و ارزیابی کارشناسی اقداماتی جهت احیاء و بازسازی صحن و حرم و فضای تابعه آن به عمل آورد.
ويژگيهاي تاريخي و قدمت امامزاده
از آنجائی که قلم تقدیر بر جاودانگی نور امامت و پرتو افشانی خاندان رسالت، رقم خورده است بر آن مرقد شریف مسجدی بنا گذارده شده است و صدها سال است که چون خورشیدی در دل کویر می درخشد بر اساس مدارک موجود[1] .... قبلاً این مکان عبارت بود از یک زمینی محصور که چند ستون در آن استوار و سقفی بر آن نهاده شده و گنبدی زیبا بر آن سوار بود. منبر ساده ای نیز برای خطابه و وعظ در گوشه ای از این زیارتگاه نهاده شده بود، با همه این سادگی ها و بی پیرایگی ها، روحانيت و عظمت و شكوه معنوي اين مكان باعث گرديده بود كه همان محل ساده و بيآلايش جايگاه نماز و محل مواعظ و مومنين پرشور و مسلمانان عاشق ائمه باشد. بر اثر وضعيت آب و هوايي، ساختمانهاي اوليه دچار نقصان ريزش و انهدام ميشوند تا اينكه در زمان سلجوقيان ( قرن هفتم ) اين بقعه بازسازي و به صورت يك صحن مربع شكل با چهار رواق و چهار ايوان در اطراف صحن گنبدي هرمي و 20 ضلعي بازسازي ميگردد. ايوانها دوبدو قرينه هم بودند و صحن هر يك از رواقها بشكل مربع و در انتها نيم دايرهوار به ايوانها باز ميشد. دو راهرو در طرفين ايوانهاي شمالي و شرقي قرار داشت. تزئينات طاقهاي هلالي شكل از آجر و گچ نظير تزئينات دوره تيموريان بود و در بالاي هلالها پشت بغلهايي از تزئينات آجري وجود داشت پشت بغل هر مدخل داراي دو قسمت برجسته مدور در چپ و راست بود كه نام خدا و پيغمبر و ائمه بر آنها منقوش بود. محراب در ضلع غربي رواق غربي واقع شده بود و در بالاي آن كتيبهاي نصب شده بود كه اسامي پنج تن آل عبا بر آن منقوس بود. ايوان غربي بوسيله يك پنجره مشبك بزرگ آجري به سمت غرب باز ميشد بر جبهه داخل ايوان شمالي و شرقي تزئيناتي از گچ بري مشاهده ميشد كه در يك شكل مربع بخط بنايي صلوات بر چهارده ( معصوم عليهم السلام ) گچبري شده و در چهار شكل مربع كوچكتر در چهار گوشه بخط بنايي جملات زير گچبري شده بود. ( الله اكبر ) ( محمد ) ( علي ) ( الحكم الله ) ايوان و رواق و حرم وگنبد قديمي امامزاده تماماً از نظر معماري منسوب به دوره سلطان احمد گوركاني از سلسله تيموريان بود.
در نتيجه تجديد ساختمان و تعميرات مكرر ساختمان در زمان صفويه در اسپرهاي اطراف ايوانها بخط كوفي مشكي بر زمينه سفيد بر روي كاشي معرق نوشته شده بود ( لا اله الا الله وحده ) و ( لا شريك له محمد رسول الله ). كتيبه اطراف محراب نيز بخط بنايي آجري برجسته برزمينه فيروزهاي مشتمل بر آيه 17 و قسمتي از آيه 18 از سوره آل عمران تزيين شده بود. پس از گذشت روزگاران و گزند حوادث و بلاياي طبيعي بناي معمور اين امامزاده رو به تخريب نهاده و به غربت گراييد تا دگر باره با همت آقاي سيد حسن ولد آسيد مهدي ازاني و پدر آسيد محتشم حسينيان در سال 1280 هـ ق بازسازي و مرمت گرديد .
ادامه دارد........... مطالب تاریخ میمه همزمان در وبلا گ دیگرم درپرشین بلاگ با نام نتیجه صدرالاسلام وبه ادرس :http://alivatank2004.persianblog.com
منتشر می شود.
سرانجام موعد گشودن صفحاتی از تاریخ غنی شهر باستانی مان میمه فرا رسید.
به خوانندگان عزیز این مژ ده را می دهم که از این تاریخ ،هر هفته صفحاتی ازگذشته با شکوه شهر میمه ر ابرای شما مرور می کنم.البته این مهم به کمک استاد فرزانه و دوست گرامی آقای محمد تقی معینیان میسر شد.
گفتنی است این مطالب در بخش های مختلف ارائه می گردد و شامل تاریخ اماکن مذهبی میمه ، قنات مزدآباد و..... می باشد.
امید است که با بهر ه گیری از مطالب و بازگویی و باز خوانی آن به ژرف اندیشی در تاریخ و فرهنگ شهرمان میمه ،کمک کنیم و به زحمات فرزانه ارجمند و محقق عزیز این متون ، ارج نهیم .
ارادتمند شما: علی وطن خواه
الف:آشنایی با اماکن مذهبی در منطقه میمه
امامزاده سید صالحه خاتون ( ع )
مردم ایران پس از گرایش به اسلام با توجه به فرهنگی که داشتند نسبت به ائمه اطهار علاقه وافری نشان می دادند. در خلال جنگ های مسلمین با ایرانیان شماری از صحابه و منسوبین به ائمه اطهار ( ع ) درایران شهید شدند و بعدها قبور این شهداء مامن و محل راز و نیاز مردم شد. پس از آن نیز با حضور علی ابن موسی الرضا ( ع ) که همراه خانواده خود از عربستان به ایران کوچ کردند کم کم طایفه بنی هاشم به لحاظ وضعیت خفقان آمیز خلفای عباسی و گرایش ایرانیان به تشیع به طرف ایران مهاجرت کردند. با شهادت امام رضا ( ع ) بنی عباس به دستور خلفای وقت برای از بین بردن کانونهای مبارزه دست به کشتار امامزاده ها و نوادگان منسوب به امامان زدند و به این ترتیب، جوانان بنی هاشم برای فرار از کشتار دسته جمعی و مبارزه علیه حکام ظلم و جور به اقصی نقاط ایران کوچ کردند ولی بعدها به کمک خائنان و بردگان زر و زور دستگیر و به شهادت رسیدند .( امروز به یقین کمتر امامزاده ای وجود دارد که به مرگ طبیعی فوت شده باشد اکثراً بر اثر جنگ و گریز به درجه شهادت نائل شده اند )
امامزاده سید صالحه خاتون یکی از این بزرگواران است که به این خطه حیات و به مردمش نور ایمان و امید به زندگی عطاء نموده است. شاهزاده جهان رخ ملقب به
( سید صالحه خاتون ) فرزند بلافصل
امام موسی بن جعفر ( ع ) و خواهر ناتنی
امام رضا ( ع ) و حضرت معصومه ( ع ) است كه از نسب مادری به یکی از نوادگان
امام حسن ( ع ) می رسد. این امامزاده عظیم الشأن در 22 رجب سال 207 هـ .ق در روستای اذان فوت نمودند و در مسجدی که اکنون امامزاده و مرقد این بزرگوار است به خاک سپرده شدند.
این امامزاده تنها زیارتگاه و امامزاده موجود درمنطقه میمه است که مورد احترام اهالی و مأمن و مأوای دردمندان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت است. بیشتر اهالی این منطقه را، رسم بر این است که نذرشان را در جوار خاک سید صالحه خاتون ادا نمایند و این اعتقاد رایج است در قلبهای مردم این خطه، این اعتقاد خود گواهی است بر اوج شناخت مردم پاک نهاد این ناحیه از آن بزرگوار و دلیلی است بر نفوذ این بزرگوار در دلها.
مردم این منطقه شبهای جمعه و ایام سوگواری سر از پا نشناخته به آستانش
می شتابند. با عشق به زیارتش می روند تا سر بر مزارش نهند و با گلاب اشک، سنگ مزارش را شستشو کنند. علاقه این مردم به این امامزاده بسیار عجیب است، خاک گورش توتیای چشمان شده. مردم عزیزانشان را پیرامون آن بزرگوار دفن میکنند و تصور کنید آن
دوره های ستم شاهی را که بس سخت بود حمایت از زیارتگاهها و چه بسا همین حمایت ها دلیلی بود بر ضد رژیم بودن و در اين حال و هوا، مردم بی اعتنا به رژیم یاد این بزرگوار را پاس میداشتند چون او نیز تبعیدی و گریخته از ستم ظالمان به این خاک تفتیده و طوفان زده بود. تا که در غربت غریبانه زجر بکشد و زجرکُش بشود ولی این مهربانان مردم منطقه میمه به خصوص اهالی روستای اذان، آن به ظاهر غریب را قریب جمع خود داشتند او را فرستاده بهشتی می دانند که از برای اهل اذان نازل شده است او در شب غبار آلوده تاریخ، شمع بدست شاهد همیشه زنده تاریخ گردید و اندر این وادی به ظاهر ناآشنا در آن عرصه تاخت و تاز ظلم و ستم، خیمه جاودانگی برافراشت و با وقار و سنگینی در هاله ای از نور و عزمت پرواز را آغازیدن گرفت. مرقدش زیارتگاه ماست همانطور که مردمان این منطقه صحه گذاشتن بر این مدعا ودر این ادعا را با مزار شهیدانشان بهشت و حرمتش را مصلای نماز کردند.
این دورافتاده مکانی که همه می پندارند مدفن و مزار سید صالحه خاتون است در اصل آرامگاه ابدی او نیست که اینجا مرز و نقطه ای است که او از آن گذشته و جهان ابدیت را با فتح و پیروزی به زیر بال و پر عشق و شهادت کشیده وکدام دلی است که او را خفته در خاک بداند و کدامین چشم تنگ و دنیا بین است که این عزمت را در زیر سنگ لوحه مزارش ببیند که در قلب ماست.
مزار این بزرگوار پذیرای دردمندان شهر و دیارمان است و انس مردم با او همچنان جاری است و ابعاد گسترده حضورش در این منطقه در هر دلي بهشتی آفریده و هر دیده بینایی به اندازه میدان دیدش او را محبوب و امامزادهای والا مقام می بیند و می پندارد ما او را مظهر و الگوی آرزو و آمال بیدار و خفته انسانها می دانیم و ما رهروان اويم، اویی که زندگی و مرگش پلی بود به استحکام فلک، از بیابان نینوا تا این دیار دل سوخته حاشیه کویر.
موقعیت جغرافیایی امامزاده سیده صالحه
خاتون ( ع )
بقعه امامزاده سیده صالحه خاتون در یک منطقه جلگه ای در بیابانهای لم یزرع در جنوب غربی روستای اذان در 1975 متر ارتفاع از سطح دریا در طول و عرض جغرافیایی( َ24 ، ْ33 )و ( َ 09 ، ْ51 ) از توابع بخش میمه، در کنار جاده ( قدیمی ) شهرستانهای فریدن، علویجه و دهق با گلپایگان و کاشان قرار گرفته است.
به لحاظ اهمیت، منطقه، درازمنه قدیم زمانی تابع شهر قم، زمانی تابع شهر اراك و زمانی نیز تابع شهرکاشان یا شهر اصفهان بوده است. راه دسترسی به امامزاده از اتوبان تهران - اصفهان از داخل شهر میمه و شهر وزوان میگذرد. فاصله امامزاده از اتوبان تهران - اصفهان گرچه بیش از دو کیلومتر نیست ولی خرابی راه و دشواریهای ناشی از آن این مسافت را برای زائران بیش ازچند فرسنگ می نماید.البته هم اکنون این معضل بر طرف گردیده است .
آشنایی با سرگذشت امامزاده سیده صالحه
خاتون ( ع )
در کتاب قراء خمسه کاشان شرحی از شجره نامه علیا جناب سیدالصالحه خاتون که اصل آن در نجف اشرف است آورده شده که مختصری از فصل چهارم این کتاب به محضر خوانندگان تقدیم می گردد.
« در شجره نامچه، جناب اسلاله الغالب کل غالب علی بی ابیطالب ذکر فرموده اند که بعد از وفات حضرت معصومه سلام الله علیها، سید صالحه خاتون ( ع ) فرزند امام موسی بن جعفر ( ع ) با تعدادی از یاران وبستگان از قم به جهت اذیت دشمنان عزیمت کرده به سمت « نراق » که فیمابین ملک عربستان جوشقان و کاشان و نطنز می باشد آمدند و معاندین از عقب به ایشان هجوم آورده محمل زرنگاری آن بزرگواران را با اسباب و چهارپایانشان برده و حضرات را زخمدار نموده آنان را تا تخت سرخ موته تعقیب می کنند. این بزرگواران پس از رهایی از معاندین شب را در کوه سرخ « تخت سرخ میمه » که برابر موته اعراب است بسر می برند و روز دیگر را هم تا غروب شمس مانده بی آب و نان بسر می برند.
ادامه دارد........... مطالب تاریخ میمه همزمان در وبلا گ دیگرم درپرشین بلاگ با نام نتیجه صدرالاسلام وبه ادرس :http://alivatank2004.persianblog.com
منتشر می شود.
» جليلي: اگر من هم دچار خطا شدم تذکر دهید/ در مسائل مالی نباید وامدار هیچ کسی باشیم
» دهه شصت (2)
» دهه شصت(1)
» قابل توجه همشهريان گرامي: ترجمه هرنوع مدرک رسمی و متون درسی به زبان هاي زنده مهم دنيا
» گفتگوی مشرق با خوانندهای که میخواهد انقلابی باشد
» «سعید جلیلی»
» کنسرت بزرگ حامد زمانی در برج میلاد
» هواپیمایی ماهان و بیمه ملت استخدام میکنند
» دهه هفتاد!
| Design By : Pichak |











