تبليغاتX
میمه ای ها

  ميمه اي ها، خوش آمديد

 
منوي اصلي
لينک ها


بلدرچينکده ميمه
میمه دی
وبلاگی برای دل
ارتباطات
وزوان پاتوق
دبیرستان شریعتی
میمه بزرگ
زندگی سبز
عصرمیمه
روستای سه
من ارتباط دارم پس هستم
ارتباطات دات کام
روستاي ازان
تابان میمه
وزوان 2008
ميمه سرافراز
قافله
ونداده اي هاي مقيم تهران
شهداي ونداده
شهيد بهراميان ونداده
سازمان ملي جوانان شاخه وزوان
زندگی سبز
شهداي ميمه
شهرداي ميمه
شهرداري وزوان
حيات وحش ميمه
ميمه درماهواره
فرش ميمه
آموزش و پرورش
پارادوکس (میمه)
آموزش خبر
مطبوعات
نشريات
پايگاههاي اينترنتي 1
پايگاههاي اينترنتي 2
پايگاههاي اينترنتي3
پايگاههاي اينترنتي4
لينكده من و دوستان
كتابخانه مجازي1
كتابخانه مجازي2
كتابنامه
كامپيوتر
اينترنت
باستان شناسي
تاريخ ايران
جامعه شناسي
آموزشي
پزشكي 1
پزشكي 2
جزيره دانش
شبكه علمي
ايرانيان خارج ازكشور
موبايل وماشين ...
مدرسه اي ها
وبلاگ بچه ها
سرگرمي
زبان انگليسي 1
زبان انگليسي2
زبان انگليسي3
زبان انگليسي4
مترجم
انگليسي آمريکايي
اصفهان
فرمانداري ميمه
جوشقان و کامو
يك همشهري
باستانشناسي
تاريخ ايران
يك سايت مفيد
كامپيوتر
کاشان
برزک
نياسر
قمصر
نطنز
نطنز
گلپايگان
خوانسار
قهرودي
جوينان
باستان شناسي
باستان شناسي
مقصود
کامپيوتر وزوان
دانلود بامرام
اصفهان فوتبال
شکار و طبیعت
موسیقی
دانلود نرم افزار
پیام نور وزوان
عروسان نايين
يک انجمن توپ
حسن رباط
صادق هدایت
وبلاگ تیغله
میمه موبایل
خاک آشنا


چهره هاي هميشه ماندگار

BubbleShare: Share photos - Powered by BubbleShare


جاودانه ها





خومونی

باسلام

با خبر شدم کتاب ابیانه نگین قرمز رنگ استان  اصفهان    تالیف جناب آقای معینیان به عنوان کتاب سال ۱۳۸۷استان اصفهان برگزیده شده ودرمراسمی ازایشان تقدیر و تجلیل شده است.

من نیز به نوبه خود به جناب آقای معینیان، نویسنده و مولف فرهیخته میمه ای  تبریک عرض می کنم و امیدوارم موفقیت های ایشان ادامه داشته باشد. 

درضمن آقای معینیان درحال تالیف یک فرهنگ لغت گویش میمه ای نیز هستند که اطلاعات تکمیلی را برای کسانیکه دوستدار همکاری با آقای معینیان می باشند، به زودی اعلام می کنم.

 آثاري که تاکنون از آقاي معينيان منتشر شده است :

ميمه شهري ناشناخته درحاشيه کوير، در دو جلد، چاپ جهاددانشگاهي اصفهان (به زودي در کتابفروشي ها عرضه مي شود)

پناهگاه حيات وحش موته

جانوان تالاب هورالعظيم در سه جلد

بررسي زمين هاي ناحيه هورالعظيم

پرورش ماهي (ماهيان گرمابي وسردآبي) چاپ 85 انتشارات گوتنبرگ  

جغرافياي طبيعي زاينده رود  

تالاب گاوخوني  

بزرگترين تالاب هورالعظيم 

حشره شناسي  

جغدهاي  ايران و جهان 

پستانداران آبزي 

لاک پشت هاي ايران و جهان   

و چند اثر ديگر که هم اکنون محقق گرامي درحال تاليف آنهاست.

کتاب  ميمه شهري ناشناخته در حاشيه کوير به طور گسترده به بررسي تاريخ و سنن مردم منطقه ميمه به ويژه شهر ميمه مي پردازدو تنها مرجع علمي و فرهنگي منطقه ميمه به شمار مي رود.  توصيه اينجاب به  دوستداران فرهنگ و تاريخ ميمه  اينست که حتما اين کتاب را براي کتابخانه منزل و محل کار خود تهيه کنند چراکه سنديت تاريخ موطن شما  نوشتار متقن اين نويسنده گرامي است. 

نوشته شده توسط علی وطن خواه در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

معجزه روبان آبی

آموزگارى تصمیم گرفت که از دانش‌آموزان کلاسش به شیوه جالبى قدردانى کند. او دانش‌آموزان را یکى‌یکى به جلوى کلاس می‌آورد و چگونگى اثرگذارى آن‌ها بر خودش را بازگو می‌کرد. آن گاه به سینه هر یک از آنان روبانى آبى رنگ می‌زد که روى آن با حروف طلایى نوشته شده بود: "من آدم تاثیرگذارى هستم"

سپس آموزگار تصمیم گرفت که پروژه‌اى براى کلاس تعریف کند تا ببیند این کار از لحاظ پذیرش اجتماعى چه اثرى خواهد داشت. آموزگار به هر دانش‌آموز سه روبان آبى اضافى داد و از آن‌ها خواست که دربیرون از مدرسه همین مراسم قدردانى را گسترش داده و نتایج کار را دنبال کنند و ببینند چه کسى از چه کسى قدردانى کرده است و پس از یک هفته گزارش کارشان را به کلاس ارائه نمایند.

یکى از بچه‌ها به سراغ یکى از مدیران جوان شرکتى که در نزدیکى مدرسه بود رفت و از او به خاطر کمکى که در برنامه‌ریزى شغلى به وى کرده بود قدردانى کرد و یکى از روبان‌هاى آبى را به پیراهنش زد و دو روبان دیگر را به او داد و گفت: ما در حال انجام یک پروژه هستیم و از شما خواهش می‌کنم از اتاقتان بیرون بروید، کسى را پیدا کنید و از او با نصب روبان آبى به سینه‌اش قدردانى کنید. مدیر جوان چند ساعت بعد به دفتر رئیسش که به بدرفتارى با کارمندان زیردستش شهرت داشت رفت و به او گفت که صمیمانه او رابه خاطر نبوغ کاری‌اش تحسین می‌کند. رییس ابتدا خیلى متعجب شد آن گاه مدیر جوان از او اجازه گرفت که اگر روبان آبى را می‌پذیرد به او اجازه دهد تا آن را بر روى سینه‌اش بچسباند.رییس گفت: البته که می‌پذیرم. مدیر جوان یکى از روبان‌هاى آبى را روى یقه کت رئیسش، درست بالاى قلب او، چسباند و سپس آخرین روبان را به او داد و گفت: لطفاً این روبان اضافى را بگیرید و به همین ترتیب از فرد دیگرى قدردانى کنید.

مدیر جوان به رئیسش گفت پسر جوانى که این روبان آبى را به من داد گفت که در حال انجام یک پروژه درسى است و آن‌ها می‌خواهند این مراسم روبان زنى را گسترش دهند و ببینند چه اثرى روى مردم می‌گذارد ...

آن شب، رئیس شرکت به خانه آمد و در کنار پسر ١۴ ساله‌اش نشست و به او گفت: امروز یک اتفاق باور نکردنى براى من افتاد. من در دفترم بودم که یکى از کارمندانم وارد شد و به من گفت که مرا تحسین می‌کند و به خاطر نبوغ کاری‌ام، روبانى آبى به من داد. می‌توانى تصور کنی؟ اوفکر می‌کند که من یک نابغه هستم! او سپس آن روبان آبى را به سینه‌ام چسباند که روى آن نوشته شده بود: "من آدم تاثیرگذارى هستم" سپس ادامه داد: او به من یک روبان اضافى هم داد و از من خواست به وسیله آن از کس دیگرى قدردانى کنم. هنگامى که داشتم به سمت خانه می‌آمدم، به این فکر می‌کردم که این روبان را به چه کسى بدهم و به فکر تو افتادم. من می‌خواهم از تو قدردانى کنم.مشغله کارى من بسیار زیاد است و وقتى شب‌ها به خانه می‌آیم توجه زیادى به تو نمی‌کنم. من به خاطر نمرات درسی‌ات که زیاد خوب نیستند و به خاطر اتاق خوابت که همیشه نامرتب و کثیف است، سر تو فریاد می‌کشم. امّا امشب، می‌خواهم کنارت بنشینم و به تو بگویم که چقدر برایم عزیزى و مى‌خواهم بدانى که تو بر روى زندگى من تاثیرگذار بوده‌اى. تو در کنار مادرت، مهم‌ترین افراد در زندگى من هستید. تو فرزند خیلى خوبى هستى و من دوستت دارم ...

آن گاه روبان آبى را به پسرش داد. پسر که کاملاً شگفت زده شده بود به گریه افتاد. نمی‌توانست جلوى گریه‌اش را بگیرد. تمام بدنش می‌لرزید. او به پدرش نگاه کرد و با صداى لرزان گفت: پدر، امشب قبل از این که به خانه بیایى، من در اتاقم نشسته بودم و نامه‌اى براى تو و مامان نوشتم و برایتان توضیح دادم که چرا به زندگیم خاتمه دادم و از شما خواستم مرا ببخشید! من می‌خواستم امشب پس از آن که شما خوابیدید، خودکشى کنم. من اصلاً فکر نمی‌کردم که وجود من برایتان اهمیتى داشته باشد. نامه‌ام بالا در اتاقم است! پدرش با تعجب و پریشانی زیاد از پله‌ها بالا رفت و نامه پرسوز و گداز پسرش را پیدا کرد ...

صبح روز بعد که رئیس به اداره آمد، آدم دیگرى شده بود. او دیگر سر کارمندان غر نمی‌زد و طورى رفتار می‌کرد که همه کارمندان بفهمند که چقدر بر روى او تاثیرگذار بوده‌اند.مدیر جوان به بسیارى از نوجوانان دیگر در برنامه‌ریزى شغلى کمک کرد ... یکى از آن‌ها پسر رئیسش بود و همیشه به آن‌ها می‌گفت که آن‌ها در زندگى او تاثیرگذار بوده‌اند. و به علاوه، بچه‌هاى کلاس، درس با ارزشى آموختند که :  "انسان در هر شرایط و وضعیتى می‌تواند تاثیرگذار باشد"

با توجه به نتیجه ای که از این داستان می گیریم کلید این تاثیر گذاری در اینست که باید به شخص مورد نظر بها داد و به شیوه ای صحیح حس اعتماد به نفس را در او تقویت کرد. چراکه دیگران از روی بصیرت از ما جدا هستند و از تجرد روح، و خلق و خوی مستقل برخوردارند. پس بهتر اینست، بگونه ای عمل کنیم و نشان دهیم که بدون هیچگونه انتظار و یا احساس وابستگی به شکلی صحیح و واقعی دوستشان داریم و در نتیجه با این روش "استقلال ذاتی" را که همانا هدیه ی راستین خدا به همه ی بندگان است را به او یادآور شویم. چقدر خوب است که در گیرودار فراز و نشیب ها، شادی ها و سختی های زندگی حواسمان باشد که آدم هایی هستند که بیشترین تاثیر را در زندگی بر روی ما گذاشته اند و شاید زمان از دست برود اگر دیر روبان آبی را تقدیمشان کنیم. همین امروز می توانید اینکار را انجام بدهید و از کسانی که بر زندگی شما تاثیر مثبت گذاشته‌اند قدردانی کنید.

یادتان نرود که روبان آبی را از طریق ایمیل هم می‌توان فرستاد!

نوشته شده توسط علی وطن خواه در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را  بخواند!  زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است. آلفرد وقتی صبح روزنامه ها را می‌خواند با دیدن آگهی صفحه اول، میخکوب شد:

"آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آور ترین سلاح بشری مرد" !

آلفرد، خیلی ناراحت شد. با خود فکر کرد: آیا خوب است که من را پس از مرگ این گونه بشناسند؟سریع وصیت نامه‌اش را آورد. جمله‌های بسیاری را خط زد و اصلاح کرد . پیشنهاد کرد ثروتش صرف جایزه‌ای برای صلح و پیشرفت‌های صلح آمیز شود.

امروزه نوبل را نه به نام دینامیت، بلکه به نام مبدع جایزه صلح نوبل، جایزه‌های فیزیک و شیمی نوبل و ... می‌شناسیم. او امروز، هویت دیگری دارد.

نوشته شده توسط علی وطن خواه در یکشنبه هفدهم آبان 1388     بيان انتقادات و پيشنهادات

مطالب پيشين

خومونی
معجزه روبان آبی
یک تصمیم، برای تغییر یک سرنوشت کافی است...
چه کسی جای چه کسی نشسته؟
خيانت مطبوع
کشتی نوح در کوه های آرارات...
عبادت و بندگی خدازیادی روزه و نماز نیست ؛ بلکه عبادت کثرت تفکر در امر خداست
هرگز زود قضاوت نکن!!
یک حکایت آموزنده
احمدجو برای تولید طنز شبانه خود آماده می‌شود
کوچک جنگلی و حشمت الاطباء در جنگل- 1295شمسی
یک نکته
خشم و عصبانیت
به یاد گذشته
دروغگو دشمن خداست


درباره من


غربت عوالم خودش را دارد. از دلتنگي معمولي شروع مي شود تا هجوم خاطراتي كه سراسر دل را پر مي كند. اكنون به اين درد گرفتاريم. هر از چندگاهي به خود سرمي زنيم و از موضع عافيت، افكاري رنگارنگ را از خود بر جا مي گذاريم. شروع کردم این مقال را در یک روز تابستانی در سال 83 در پرشین بلاگ و بعد ادامه در همین جا......


نويسنده
<-علي وطن خواه->


لوگوي ميمه اي ها

جامع ترين سايت ميمه


وبلاگ های من و دوستان

سایت وزوان

هیات قمر بنی هاشم (ع)

صبح میمه

خبرگزاری فارس بخش میمه(آقای محسن فخریان)

وبلاگ هواشناسی میمه

نتیجه صدرالاسلام

فعال ترین وبلاگ های میمه

فوتوبلاگ میمه ای ها

شفق جوشقان

تباری از میمه دراسترالیا

بوین

یلدا

میمه ی اصفهان

کاکتوس

میمه

وزوان سیتی

برای اولین بار ونداده

سایت نماینده میمه درمجلس شورای اسلامی

آوای ازان

شهداي ميمه

دانشگاه نور دانش ميمه

دختری از وزوان

خوانسار

تنها شرکت اینترنتی میمه

ميمه قرق

کامو

میمه سیتی

توسِگا

جوشقان قالي

صحبت های دلنشین

شعر خوبان

موسسه حقوقي دانش پژوه

قاصدک

کریم آل طه

یک کاسه داغ کاچی

خاک آشنا

میمه (در دست ساخت)

پیک میمه

کیمیا

شاعر وزوانی محمدآقا

ویو زادگاه من

هیات ابوالفضل (ع)

پادشاه ها

قهرودی ها

فقط کمی برای خودم

کلهرود

لایبیدی ها

سایه بید

قهرود

جوینان


 
صفحه اصلي |  پست الکترونيک |  اضافه به علاقه مندي ها |  طراح قالب



Powered By http://vatankhah.blogfa.com & .Com Copyright © 2008 by ali vatankhah
File #1" target="_blank">http://vatankhah.blogfa.com